تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
يك موش مرده چه قابليّتى دارد كه من براى او از اتمام اين روغنها اجتناب كنم ؟ امام فرمود : تو با اين گفتارت در حقيقت موش مرده را ناچيز به حساب نياورده و سبك نشمرده‌اى بلكه حكم خدا را كه حكم حرمت ميته باشد سبك شمردى سپس فرمود : انّ اللّه حرّم الميتة من كل شىء . كيفيت استدلال : سؤال سائل از ملاقى ميته يعنى روغن است نه از خود ميته ولى امام مىفرمايد : انّ اللّه حرّم . . . اين چه ربطى به سؤال او دارد ؟ جواب اينست كه : بقول منطقيّين در اين‌گونه موارد چون كبراى كلّى مسلم و مفروغ عنه مىباشد و لذا ذكر نمىشود و به همان صغرا اكتفا مىشود و در ما نحن فيه آن كبراى كلّى اينست كه : حرمة الشّيء مستلزم لحرمة ملاقيه آنگاه به انضمام اين كبراى كلّى به آن صغراى مذكور چنين مىگوئيم : موش مرده ميته است « صغرى » و هر ميته‌اى حرام است « كبرى » پس موش مرده حرام است « نتيجه » دوباره همين نتيجه را صغراى قياس بعدى قرار مىدهيم كه كبرايش اينست : و هر چيزى كه حرام شد ملاقى آن هم حرام مىشود نتيجه مىگيريم پس ملاقى اين موش مرده كه ظرف روغن باشد حرام است . سپس اين حديث را بر ما نحن فيه تطبيق مىكنيم و مىگوئيم : هريك از مشتبهين برحسب ظاهر حرامند « صغرى » و ما بين حرمت شيئى با حرمت ملاقى آن ملازمه است « كبرى » پس ملاقى كلّ واحد از مشتبهين حرام است و واجب الاجتناب « نتيجه » . 2 - مشهور علماء متقدم و متأخر قول ثانى را برگزيده‌اند يعنى وجوب اجتناب از ملاقى و تنجس آن را يك حكم وضعى سببى مىدانند سپس مىگويند در مشتبهين دليلى نداريم بر اينكه ملاقى المشتبه نجس و حرام