خمر هم واجب الاجتناب است و لا ريب در اينكه ملاقى با هر دو مشتبه با هم واجب الاجتناب است انّما الكلام در ملاقى احد المشتبهين است كه آيا متنجّس شده و وجوب اجتناب پيدا مىكند يا خير ؟
اين مطلب به نوبهء خود مبتنى بر يك بحث ديگر است كه اوّل آن را طرح نموده سپس بر ما نحن فيه تطبيق مىكنيم و آن اينكه در خود اعيان نجسه كه مىگوئيم ملاقى نجس ، نجس است آيا تنجّس ملاقى و وجوب اجتناب از آن يك حكم تكليفى طلبى است ؟ و يا يك حكم وضعى سببى است معناى حكم تكليفى طلبى اينست كه از خود همان امر به اجتناب از عنوان حرام واقعى يعنى خمر مثلا كه اجتنب دارد حكم تنجّس ملاقى و وجوب اجتناب از آن هم فهميده مىشود .
و به عبارت ديگر ملازمه است ميان نجاست شيئى و نجاست ملاقى آن ، وجوب اجتناب از شىء و از ملاقى آن و حاجتى به امر جديد و دليل تعبدى جداگانه ندارد .
مثلا اجتنب عن الخمر اى اجتنب عنه و عن ملاقيه و لو بوسائط و معناى حكم وضعى سببى آنست كه از خود امر اوّل وجوب اجتناب از خود آن عنوان محرّم مثل خمر بدست مىآيد .
و امّا تنجّس ملاقى به معناى وجوب اجتناب از آن دليل علىحده دارد و آن اينكه شارع مقدس تعبدا ملاقات با نجاست را سبب براى تنجّس ملاقى و وجوب اجتناب از آن قرار داده .
حال اگر تنجّس ملاقى و وجوب اجتناب از آن يك حكم تكليفى طلبى باشد در ما نحن فيه كه باب علم اجمالى و مشتبهين است خواهيم گفت عقلا و شرعا ارتكاب مشتبهين حرام و اجتناب از آن دو واجب است و معناى اجتنب عن المشتبه هم يعنى اجتنب عنه و عن ملاقيه پس از ملاقى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٧