تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
شيخ ره در جواب مىفرمايد : گير ما در اصل همين ضابطه است كه كجاها عرفا خطاب تنجيزى حسن دارد و كجاها ندارد چون عرف هم معيار مشخّصى ندارد زيرا كه عرفها و عادتها مختلف است و ممكن است براى كسى در چنين موردى خطاب تنجيزى حسن و براى ديگر و به نظر او قبيح باشد [ و بقول مرحوم آشتيانى ره : ايكال الامر الى العرف لا يزيد الّا زيادة التحيّر ] پس موارد شبهه به قوت خود باقى است حال با اين موارد چه بايد كرد ؟ مرحوم شيخ براى روشن ساختن وضعيت اين موارد سه مرحله آزمايش انجام مىدهند : مرحلهء اوّل : ابتدا موارد شبهه را با قواعد و اصول عمليّه محاسبه مىكنند و فرمايند : قانون كلّى اينست كه هركجا شك كنيم در اينكه آيا خطاب تنجيزى به اجتناب داريم و عرفا چنين خطابى حسن است يا اينكه خطاب تنجيزى نداريم و عرفا قبيح است و اگر باشد تنها يك خطاب تعليقى و اگرى است ؟ بدنبال آن شك مىكنيم كه آيا در اين مورد ارتكاب يك طرف سبب عقاب هست يا نه ؟ اصالة البراءة از خطاب منجّز جارى مىكنيم و اين خود به چهار صورت متصور است : 1 - شك داريم در اصل خطاب كه آيا خطاب تنجيزى داريم يا اصلا خطابى نيست نه تنجيزى و نه تعليقى ؟ مثل مواردى كه يك طرف علم اجمالى از قبل معلوم با تفصيل باشد كه نسبت به طرف ديگر مجرّد شك است و نمىدانيم آيا مكلّف به اجتناب از آن هستيم يا نه ؟ خطاب تنجيزى داريم يا نه ؟ ارتكاب آن سبب عقوبت مىشود يا نه ؟ الاصل البراءة . 2 - يقين داريم به اينكه خطابى از مولى صادر شده ولى شك داريم كه آيا آن خطاب ، يك خطاب تنجيزى است كه مخالفتش عقاب‌آور است