تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
علم اجمالى اثر ندارد . حال مىفرمايند انصاف اينست كه تشخيص موارد ابتلاء از موارد عدم ابتلاء كار دشوارى است زيرا كه در بعضى موارد آدمى يقين مىكند كه طرفين شبهه مورد ابتلاء هستند نظير اينكه دو ظرف آب براى آشاميدن تهيه كرده و علم اجمالى به نجاست احدهما پيدا كرد كه عرفا هر دو را مورد ابتلا و حاجت محسوب مىكنند و در اين‌گونه موارد حتما علم اجمالى مؤثر است . و در بعضى موارد هم انسان يقين مىكند كه بعض اطراف شبهه مورد ابتلاء نيست . فى المثل علم اجمالى پيدا كردم كه يا قطرهء خون بر روى بال پرنده افتاد و يا داخل ظرف آب ، به پشت حيوانى اصابت كرد يا به لباس من كه در آن نزديكى بود در اينجا بال پرنده يا پشت آن حيوان عرفا مورد ابتلاء محسوب نمىشود و لذا علم اجمالى مؤثر نيست ولى در بعض موارد انسان شك مىكنند كه آيا اين مورد از موارد ابتلاء محسوب مىشود يا از موارد عدم ابتلاء ؟ مثلا اجمالا مىدانيم كه يا قطرهء خونى درون ظرف آب افتاد و يا بر روى زمين نزديك آن در اينجا آن قطعه زمين فعلا مورد ابتلاء نيست ولى اى چه‌بسا يك ساعت ديگر جهت سجده يا تيمم مورد حاجت واقع شود حال اگر معيار را در ابتلاء ، فعليّت بدانيم در اينجا نيست ولى اگر اعمّ از بالفعل و بالقوه بگيريم در اينجا ابتلاء هست و لذا انسان متحيّر مىشود كه چه بايد كرد ؟ اگر شما بفرمائيد : جناب شيخ اعظم خود شما ضابطه و معيار بيان كرديد و گفتيد هركجا خطاب تنجيزى عرفا حسن باشد آنجا محل ابتلا محسوب مىشود و علم اجمالى مؤثر است و هركجا قبيح باشد مؤثر نيست حال اين موارد مشكوكه را با آن ضابطه محاسبه مىكنيم و رفع شبهه مىشود .