تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
پاى يك نفر در ميان است علم اجمالى مؤثر است و وجوب اجتناب مىآورد پس اين مرد بايد از هر دو زن اجتناب كند حق نظر به هيچ‌كدام ندارد حق استمتاعات ديگر هم ندارد چون يقين دارد كه يكى از آن دو طلاق داده شده‌اند و لذا به هركدام كه مىرسد احتمال مىدهد همين مطلّقه باشد پس استمتاع از او حرام باشد و هركجا احتمال عقاب آمد دفع عقاب محتمل واجب است پس از باب مقدّمه علميه بايد از هر دو اجتناب كند . ان قلت : اصالة عدم التطليق جارى مىكند و مرتكب شود قلت : در يكى ترجيح بلا مرجح و در هر دو علم اجمالى جمع نمىشود و معارض دارد فلذا قابل جريان نيست . و امّا نسبت به خود زنها چون پاى دو نفر در ميان است هركدام وظيفه دارند به حساب خود برسند اين زن وقتى به وضع خود رسيدگى مىكند مىبيند شك دارد كه آيا او مطلّقه شده يا نه ؟ اصالة العدم جارى مىكند و مىگويد : ان‌شاءالله من مطلقه نشده‌ام پس حق نفقه دارد و بر او واجب نيست خود را بپوشاند و . . . ان قلت : به بركت علم اجمالى اصل عدم تطلّق اين زن با اصل عدم تطلّق زن دوّم تعارض و تساقط مىكنند و قابل جريان نيستند پس بايد احتياط كنند . قلت : اصل عدم تطلّق زن دوّم به اين زن اوّل ربطى ندارد و براى او اثر عملى ندارد و لذا آن اصل جارى نمىشود در نتيجه اصالة عدم تطلق خودش بلا معارض بوده و جارى مىشود و همين محاسبه را زن دوّم هم انجام مىدهد . آرى گاهى به ندرت اتفاق مىافتد كه اين علم اجمالى براى آن زوجه هم مؤثّر مىافتد فى المثل پيراهنى از شوهرش نزد او است كه مادامىكه زوجه است حق استفاده دارد و پيراهنى هم از زن ديگر و قسم خورده كه لباس زن مطلّقه را نپوشد در اينجا پاى يك نفر در ميان است و بايد احتياط كند