تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
الف : دو انسانى كه داراى جامهء مشترك هستند و در آن منى مشاهده كرده‌اند و علم اجمالى دارند كه يا خودشان و يا رفيقشان جنب شده . در اينجا به علم اجمالى اعتنا نمىكنند بلكه كلّ منهما وظيفه دارند به حساب خودشان برسند و وقتى محاسبه مىكند شك دارد كه آيا او جنب شده يا نه ؟ اصالة عدم جنابت جارى مىكند پس غسل بر او واجب نيست و . . . اگر كسى بگويد : جناب شيخ خود شما فرموديد كه با وجود علم اجمالى اجراء اصل برائت نسبت به يك طرف ترجيح بلا مرجح و نسبت به دو طرف هم كه مستلزم تعارض و تساقط است پس نبايد از اين اصل استفاده كرد ، ما در جواب خواهيم گفت : آن سخن مال مواردى است كه اجراء اصلين هر دو در حق مكلّف منشأ اثر باشد و در ما نحن فيه نسبت به خود اين شخص اصلش اثر دارد ولى بخواهد اصل عدم جنابت رفيقش را جارى كند اين اصل براى او اثر ندارد چون وضع رفيق به او مربوط نيست و مورد ابتلاء او نيست و لذا مىماند تنها طرف خودش و نسبت به يك طرف هم كه اصل معارض ندارد و جارى مىشود . 2 - علم اجمالى دارم كه يا ظرف آب خودم نجس شد و يا ظرف آب زيد باز هم علم اجمالى اثر ندارد اگرچه شبهه محصوره است ولى چون پاى دو كس در ميان است هركدام وظيفه دارد به اناء خود رسيدگى كند . . . همانند مثال قبلى . 3 - علم اجمالى دارم كه يا جامهء زيد نجس شده و يا جامهء خودم باز هم الكلام الكلام . 4 - مردى داراى دو همسر مىباشد و يكى از آن دو را طلاق داده ولى تفصيلا نمىداند كه كدام مطلّقه شده نسبت به خود اين مرد چون