تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
قوله : قلت : شيخ اعظم ره مىفرمايد : قياس مع الفارق است به جهت اينكه در مثال كافر و شكر منعم به صرف احتمال عقاب كسى فتوا به وجوب دفع و بدنبال آن عقاب بر ترك نداده تا يك حكم تعبدى باشد و شاهد گفتار شما باشد بلكه حكم علماء اسلام در آنجا از باب اينست كه اين احتمال مصادف با واقع است و لذا بر ترك واقع عقاب مىشود نه به صرف مخالفت با احتمال البته براى خود كافر از اول تا به آخر مجرّد احتمال و شك است به اينكه شايد خدائى باشد ، شايد شكر منعم واجب باشد و شايد و شايد . . . ولى براى عالم اسلامى مسئلهء شايد مطرح نيست بلكه بايد است ، عالم دينى يقين جزمى دارد كه خدائى هست و شكرش واجب است و . . . و مخالفت آن عقاب‌آور است منتهى اگر دعوت پيامبر به گوش كافر رسيده و حجت ظاهرى هم بر او تمام شده به اجماع مسلمين از اشعرى و معتزلى و امامى معاقب است چون وجوب شكر منعم علاوه بر اينكه عقلى بود شرعى هم شده ولى اگر بيان شرعى به او نرسيد به اجماع عدليه مؤاخذه دارد ولى اشاعره حكم عقل را كافى نمىدانند و اصولا منكر حسن و قبح ذاتى هستند . . . و لذا اينجا مجرّد احتمال نيست و مىتوانيم اين مورد تشبيه كنيم به دو نفرى كه يكى در كنار مايعى نشسته و ترديد دارد كه آيا شراب است يا سركه ؟ آنگاه بدون تحقيق و سؤال اين مايع را سرمىكشد و اين حرام الهى را مرتكب مىشود براى خود اين شارب همه چيز احتمالى است ، شايد اين مايع كه مىنوشم شراب باشد پس شايد مستى و يا ساير مضرات دنيوى را بدنبال بياورد و شايد عقاب اخروى داشته باشم امّا شخص ديگر از دور بر اين صحنه نظاره‌گر است و يقين صددرصد به خمريّت دارد و لذا
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 268 | على محمدى خراسانى