مىكرد پس اين اوامر مؤكد حكم عقل است نه مؤسس حكم تعبّدى جديد و معناى ارشاديت هم همين است و اتّفاقا از لسان روايات هم به خوبى ارشاديت مستفاد است .
بعنوان نمونه : اتركوا ما لا بأس به ، ولى نه تعبّدا بلكه به اين مناط :
حذرا عما به البأس كه هدف فرار از حرام واقعى است .
در جاى ديگر آمده : من ارتكب الشبهات وقع فى المحرمات نه اينكه ارتكاب شبهه تعبّدا حرام باشد .
و يا فرموده : و من ترك الشبهات نجى من المحرمات كه هدف نجات از حرام است نه اينكه ترك شبهه تعبدا مطلوب باشد و يا فرموده :
الوقوف عند الشبهات خير من الاقتحام فى الهلكات و . . . پس وجوب احتياط و اجتناب از اطراف شبهه صددرصد يك حكم ارشادى است و بوئى از تعبّديت در آن نيست .
قوله : و امّا حكمهم ( ع ) :
اين قسمت دفع دخل است و آن اينكه : مستشكل مىگويد : هنگامى كه ما به كتب فقهى مراجعه مىكنيم مىبينيم نسبت به ضررهاى دنيويه شرع مقدس حكم كرده به اينكه : الضرر المقطوع يجب دفعه .
يعنى همين اندازه قطع به ضرر آمد اين عنوان موضوعيت دارد و بر شما واجب است كه از آن اجتناب كنيد تعبّدا .
و اگر مرتكب شديد مؤاخذه مىشويد و لو بعدا معلوم گردد كه قطع شما مطابق واقع نبوده و شما در جهل مركب بودهايد ولى كارى به واقع نيست و همين حكم براى ضرر مظنون هم ثابت است از باب اينكه غالبا تحصيل قطع به ضرر قبل از اقدام ممكن نيست و بقول آقايان اذا تعذر العلم قام الظن مقامه و لذا الضرر المظنون الدنيوى هم شرعا واجب الدفع است
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦٣