در اين فرض يك عقاب دارد براى ارتكاب حرام واقعى نه براى ارتكاب مشتبه بما هو مشتبه .
معناى مولوى بودن اينست كه : ما كارى نداريم كه در واقع احدهما خمر هست يا نه هرچه باشد در ظاهر ما موظّفيم از هر دو طرف شبهه اجتناب كنيم و تعبدا نبايد مشتبه را مرتكب شويم و گرنه عقاب مىآيد چه مصادف باشد يا نباشد تعبّدى است نه اينكه هدف حرام واقعى باشد .
نتيجه مولويّت : اگر از هر دو مشتبه اجتناب كرديم با دو خطاب ظاهرى تعبّدى موافقت شده و دو امتثال صدق مىكند و اگر هر دو طرف را مرتكب شديم با دو خطاب تعبّدى مخالفت شده و در عقاب ثابت مىگردد .
[ البته اين دو عقاب مال عنوان ارتكاب المشتبه بما هو مشتبه است و گرنه مخالفت واقع هم علىحده حسابى دارد كه فعلا مورد نظر نيست ] و اگر يك طرف را مرتكب شديم اينچنين نيست كه احتمال عقاب باشد و بسته به شانس و اقبال ما باشد بلكه حتما يك عقاب هست و آن بخاطر مخالفت با خطاب تعبّدى اجتنب عن المشتبه است چه مصادف با حرام واقعى درآيد يا نه .
حال آيا وجوب اجتناب ارشاديت دارد به معنائى كه گفتيم و ثمرهاش را هم ذكر كرديم يا مولويت دارد بالمعنى المذكور مع ثمرتها ؟
به عبارت ديگر آيا عنوان شبهه و يا مشتبه صرفا طريقيت دارد يعنى هدف اجتناب از حرام واقعى است و اجتناب از شبهه مقدّمه اجتناب از حرام است ؟ و يا موضوعيت دارد يعنى نفس اجتناب مشتبه با قطع نظر از مصادفت با حرام مطلوب است و مأمور به به امر مولوى است ؟ در مسئله دو نظريه مطرح است :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦١