اين حديث يا دلالت مىكند بر وجوب قرعه و يا بر استحباب آن اگر دالّ بر وجوب است كه به درد هيچكدام نمىخورد چون ما كه احتياطى هستيم مطلقا احتياطى هستيم و قرعه را نمىپذيريم و خصم ما كه طرفدار عدم احتياط است مطلقا چنين است چه قبل و چه بعد از قرعه و هيچكدام وجوب قرعه را قبول نداريم .
پس يا بايد حديث مذكور را طرح كنيم به واسطه اعراض مشهور و يا در مورد خودش كه قطيع غنم است بدان عمل كنيم و در ساير موارد علم اجمالى جاى قرعه نيست و اگر دالّ بر استحباب باشد به نفع خصم ما تمام مىشود چون معناى استحباب قرعه اينست بدون قرعه هم ارتكاب بعض الاطراف جايز است منتهى قرعه بزنيم و معين كنيم بهتر است .
تا اينجا سه قول را در باب موافقت قطعيه ذكر كرديم و امّا قول چهارم كه قول به تفصيل باشد تفصيلات متعددى است كه در تنبيهات همين مسئله ذيلا عنوان خواهيم كرد .
قول چهارم : تنبيهات شبهه محصوره
مباحث اصلى علم اجمالى و شبهه تحريميه موضوعيه آن هم شبههء محصوره در دو مقام مخالفت و موافقت قطعيه تا اينجا به اتمام رسيد اينك وارد تنبيهات مطلب مىشويم كه بيان يك سلسله تفصيلات است و كلا نه تنبيه مطرح است :