اين سخن بازگشت مىكند به اينكه خود مخالفت حرام در واقع اشكالى ندارد بلكه معلومه بودن مشكل ايجاد مىكند يعنى همان علم به مخالفت حرام است كه اين را هم قبلا جواب داديم كه لا دليل على حرمة العلم بالمخالفة .
و امّا بيان اوّل فاضل نراقى : ما از شما مىپرسيم : مجموع حرام است يعنى چه ؟ مجموع بودن آيا در حرمت خمر و در اصل ارتكاب ؟ حرام دخيل است يا در علم بارتكاب واضح است كه در علم دخالت دارد و گرنه با ارتكاب يك طرف هم ممكن است در واقع همان يكى خمر باشد و مكلف مرتكب حرام شده باشد آرى اگر بخواهد علم به ارتكاب حرام و شرب خمر پيدا كند بايد مجموع را مرتكب شود پس معلوم مىشود فاضل نراقى هم از علم به ارتكاب مىترسد و در نتيجه همان جوابى كه به ميرزاى قمى داديم به ايشان هم داده مىشود كه علم به ارتكاب حرام ، حرام نيست آرى اگر وحشتى هست در ارتكاب خود حرام است كه اگر علم اجمالى اثر دارد مكلّف بايد اجتناب كند تا مرتكب حرام واقعى نشود و الّا فلا .
و امّا بيان دوّم فاضل نراقى : ما از شما مىپرسيم : اينكه مىگوئيد كلّ منهما به شرط الانضمام حرام است آيا اين شرط انضمام در ارتكاب حرام دخالت دارد يا در علم به ارتكاب ؟ واضح است كه در علم دخالت دارد نه در اصل ارتكاب حرام زيرا بدون اين شرط هم اگر در واقع اين مايع خمر باشد ارتكاب حرام حاصل شده .
آرى علم به آن بدون انضمام حاصل نمىشود پس باز شما از نفس ارتكاب حرام وحشتى نداريد بلكه از علم به ارتكاب وحشت داريد كه ديديم علم وحشتى ندارد و دليلى بر حرمت آن نيست اگر ترسى هست بايد از خود ارتكاب حرام باشد آنگاه يا علم اجمالى را مؤثر مىدانيم پس بايد از هر دو طرف احتياط و اجتناب كنيم و يا او را كالجهل رأسا مىدانيم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 234
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٤