تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
ماه رمضان فرموده : صم يا مخيّرا فرموده : صم او اطعم و . . . پس در ما نحن فيه جاى اين حرفها نيست مگر كسى بگويد : عقل بما هو عقل اگرچه در حكم خود مردّد نيست ولى با آن‌همه ادلّه‌اى كه آورديم احتمال مىدهيم كه از سوى شارع يك حكم تعبدى وارد شده باشد مبنى بر ترجيح جانب حرمت حال منشأ اين احتمال شمول اخبار توقف باشد نسبت به ما نحن فيه و يا دليل استقرا و امثال آن باشد . اين احتمال كافى است عقل را متوقّف سازد و او را ملزم كند به اخذ به جانب حرمت پس جاى اين قانون هست ولى جواب اين حرف هم آنست كه اوّلا ما چنين احتمالى نمىدهيم چون همه آن منشاهاى احتمال را جواب داديم برفرض وجود آن هم چنين احتمالى مانع از اجراء حكم عقل نيست . چون مادامىكه بيان شرعى احراز نشود آن حكم عقلى باقى است . قوله ثم لو قلنا : و امّا بنا بر اينكه در دوران بين المحذورين التزام به يكى از دو حكم محتمل واجب باشد و ما هم قائل شويم به تخيير يعنى بگوئيم : مكلّف در اين‌گونه از وقايع بايد به يكى از دو طرف ملتزم شود و اختيار هم با خود او است كه ملتزم به جانب حرمت شود يا جانب وجوب . حال اين بحث مطرح مىشود كه آيا تخيير ، يك تخيير ابتدائى است ؟ يعنى در اوّلين واقعه مكلّف مخير است ميان فعل و ترك ولى هر طرف را كه با اراده خويش انتخاب نمود در وقائع بعدى تا دامنه قيامت بايد همان طرف را اختيار كند فى المثل اگر در اولين بار جانب دفن ميت كافر را برگزيد براى هميشه بايد ميت كافر را دفن كند و اگر جانب ترك را برگزيد بايد هميشه ترك كند و يا تخيير استمرارى است ؟ يعنى براى هميشه و در هر واقعه‌اى