تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
و امّا ايام استظهار اوّل نسبت به غير ذات العادة الوقتيّه : اين هم از باب دوران بين محذورين نيست زيرا كه به ملاحظه اصول موضوعى يعنى استصحاب عدم حيض و يا استصحاب پاكى اين زن از حيض منحصرا بايد حكم به وجوب كنيم و اينكه جمعى حكم كرده‌اند به ترك عبادات لابد بخاطر قواعد ثانويه تعبديه است كه همان اطلاقات روايات باشد كه حكم كرده تعبدا به بودن اين خون خون حيض در ذات العادة چه وقتيه باشد يا نه . و نيز بخاطر قاعده مسلّمه و مجمع‌عليهائى است كه در كتاب طهارت مىگويند : كلّما امكن كونه حيضا فهو حيض و به صرف امكان حكم به حيضيت مىشود و ايام استظهار داخل اين قاعده است پس انجام عبادات حرام است و گرنه با قطع نظر از اين ادلّه تعبديه ما حكم به وجوب عبادات مىكرديم روى قواعد اوّليه پس مسئله از باب دوران بين محذورين نيست . و امّا مثال انائين مشتبهين : اين مثال نيز از باب دوران بين محذورين نيست به سه دليل : 1 - مقدّمه : محرمات در تقسيمى به دو دسته منقسم مىشوند : الف : محرمات ذاتيّه و آنها عبارتند از محرماتى كه مستقيما از سوى شرع مقدّس نهى دارند و متعلّق نهى مولوى هستند مانند شرب خمر - اكل ميته و . . . ب : محرمات تشريعيّه و آنها عبارتند از محرماتى كه حرمتشان نه بخاطر وجود نهى مولوى بلكه بخاطر اينست كه ما در شريعت به اين عمل امر نشده‌ايم و امر مولوى ندارد و صرفا احتمال مىدهيم واجب باشد چنين عملى را اگر به قصد احتياط انجام دهيم كه هيچ حرمتى ندارد بلكه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 170 | على محمدى خراسانى