3 - دفع المفسده اولى از جلب منفعت و مصلحت است بيان ذلك :
در موارد قليلى از محرمات در ترك مصلحت است مثل تروك ماه رمضان و در اين موارد تزاحم مصلحتين مىشود و قانون تزاحم مىآيد ولى در غالب محرمات مفسده در فعل است نه اينكه مستقلا مصلحت در ترك باشد و در جانب وجوب هم غالبا مصلحت در فعل است آنگاه در ما نحن فيه اگر عمل را ترك كنم و در واقع واجب باشد مصلحتى از دستم رفته ولى گرفتار مفسده نشدهام و عدم النفع است .
ولى اگر در واقع حرام باشد و انجام دهم نه تنها منفعتى نصيبم نشده بلكه گرفتار مفسده و ضرر شدهام مثال عرفى : در يك معامله تنها سود نمىبرم ولى ضرر هم نمىبينم امّا در معامله ديگر نه تنها سود نمىبرم كه ضرر هم مىكنم حال انسان عاقل كدام را انتخاب مىكند ؟ آن را كه عدم النفع است در ما نحن فيه هم كذلك عقلا و شارع حكم مىكند كه جانب مفسده را بگير يعنى كارى بكن كه گرفتار مفسده نشوى و از دست دادن مصلحت مهم نيست و از بعض روايات هم اين معنا مستفاد است آنجا كه مىفرمايد : اجتناب السيئات اولى من اكتساب الحسنات و يا مىفرمايد :
افضل من اكتساب الحسنات اجتناب السيّئات .
4 - مقصود و هدف اصلى از حرمت همانا ترك و عدم الاتيان است و مقصود اصلى از وجوب همانا فعل و اتيان است و لا ريب در اينكه رسيدن به هدف از حرمت بمراتب آسانتر از رسيدن به مقصود وجوب است چون ترك العمل همانطورىكه با اراده و كف النفس حاصل مىشود همچنين با غفلت و عدم التفات هم حاصل مىشود ولى اتيان عمل نيازمند التفات و اراده و انجام است و مقدمات بيشترى مىطلبد و لا ريب در اينكه عقل و عقلا تا طريق آسانتر باشد به سراغ راه سختتر نمىروند پس اخذ به
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٧