تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
وجوب موافقت كرده و يا ترك مىكند كه با احتمال حرمت موافقت شده . و اگر مراد شما وجوب التزام قلبى باشد خواهيم گفت : اوّلا التزام قلبى در بخش احكام و اعمال جوارحى واجب نيست در عقائد واجب است و ثانيا برفرض وجوب مىگوئيم : آنچه از ادلّه مستفاد است اينكه مسلمان بايد به حكم الهى ملتزم شود و اين پايبندى از لوازم ايمان است و ما هم اين را قبول داريم منتهى اين التزام يك حكم شرعى مستقلّ كه نيست بلكه التزام به حكم تابع علم به حكم است آنگاه اگر علم تفصيلى به حكم داشته باشيم واجب است التزام به آن تفصيلا همانند التزام به وجوب نماز و حرمت شرب خمر و . . . و اگر علم اجمالى به حكم داشته باشيم واجب است التزام به حكم واقعى على ما هو عليه فى الواقع يعنى مسلمان آنست كه بگويد : خدايا حكم تو در اين واقعه در واقع هرچه هست روى چشمم و من تسليم هستم و قبول دارم آنگاه التزام به واقع على ما هو عليه منافاتى با التزام به اباحه در ظاهر ندارد چون حكم ظاهرى با حكم واقعى در مقام عمل نبايد مخالف باشد ولى در مقام التزام هيچ دليلى برآن نيست . قوله : و منه يظهر : دليل سوّم : سلّمنا كه التزام باحدهما المعيّن در ما نحن فيه لازم نيست چون وجوب چنين التزامى تابع علم تفصيلى به حكم واقعى است و ما در اينجا يك چنين علم تفصيلىاى نداريم امّا طرح هر دو [ وجوب و حرمت ] و التزام به اباحه جايز نيست چون مستلزم طرح حكم واقعى بوده و طرح واقع حرام است پس به ناچار بايد احدهما را ملتزم شويم و در انتخاب و التزام مخيّريم . شاهد مطلب : بر همين اساس كه طرح حكم واقعى جايز نيست
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 155 | على محمدى خراسانى