1 - بايد به مقدارى نماز قضا بخواند كه يقين كند به فراغت ذمّه و اينكه آنچه در واقع از او فوت شده بود به انجام رسانده پس در مثال فوق بايد يكصد و پنجاه نماز بخواند .
2 - بايد آنقدر نماز قضا بجا آورد كه اطمينان پيدا كند كه هرچه در واقع از او فوت شده بود انجام داده و امّا تحصيل علم به فراغ ذمّه لازم نيست البته اين نظريه هم مثل قول قبلى معتقد است كه مقتضاى قاعده تحصيل يقين به فراغ ذمّه است منتهى از آن رهگذار كه بسيارى موارد تحصيل علم موجب عسر و حرج است لذا به ظن غالب يا اطمينان اكتفا نمودهاند روى اصل مسلّمى كه مورد قبولشان بوده كه اذا تعذر او تعسر العلم بالامتثال قام الظن مقامه .
و از سخنان هر دو گروه برمىآيد كه اين فتوا را براساس اصول و قواعد بيان نمودهاند كه همان قاعده اشتغال باشد نه براساس نص خاص كه مسئله تعبّدا از باب قواعد خارج باشد .
3 - به عقيده مشهور متأخرين به ويژه از عصر شيخ اعظم به بعد در اينگونه موارد نسبت به اقلّ كه يقين صددرصد به فوت داريم قضا واجب است و نسبت به اكثر كه مجرّد شك است اصل برائت جارى مىكنيم پس فقط به قدر متيقن اخذ مىكنيم و به ما زاد مشكوك اعتنا نمىكنيم .
دو گروه اوّل براى اثبات مدّعاى خود به دلائل تمسك نمودهاند كه مجموعا چهار وجه است .
وجه اوّل : قاعده اشتغال و آن اينكه عقل مىگويد : الاشتغال اليقينى يستدعى الفراغ اليقينى و فراغت يقينيه به اتيان اكثر است كه به تفصيل در گذشته نزديك بيان شد و مسئله مقدمه علميه را طرح نمودند .
جواب ما : مرحوم شيخ از اين دليل كلا دو جواب دادهاند .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٤