از قبيل نسيان - غفلت و . . . است .
حال در اينجا وظيفه چيست ؟
شيخ اعظم مىفرمايد : به عقيده من در اين مسئله نيز همانند مسائل گذشته شبهات وجوبيه و همانند شبهه تحريميّه موضوعيه عند الشك اصالة البراءة از وجوب جارى مىشود و همان ادلّه اربعه از كتاب و سنت و اجماع و عقل در اينجا هم جارى و سارى هستند . و همان اشكالات و جوابهائى كه در بحث شبهه موضوعيه تحريميه مطرح بود در شبهه موضوعيه وجوبيه هم مطرح است و مهمترين و اصلىترين اشكال اين بود كه ادلّه برائت شبهات موضوعيه را شامل نيست و مخصوص شبهات حكميه است .
بيان ذلك : موضوع ادلّه برائت عدم البيان است و اين موضوع در شبهات حكميه كاملا محسوس است چون بعد الفحص و البحث مأيوس شديم و اطلاعى از بيان پيدا كرديم اصالة البراءة جارى مىكنيم .
و امّا در شبهات موضوعيه حكم كلّى از سوى شارع بيان شده و ما نسبت به آن شك نداريم بلكه يقين داريم مثلا شارع فرموده : قضاء فوائت واجب است و معناى خطاب هم اينست كه هرآنچه در واقع از تو فوت شده چه معلومت باشند يا نه بايد بجا آورى چون الفاظ موضوع هستند براى معانى واقعيه و نفس الأمريّة نه براى معانى معلومه به قيد علم آنگاه به حكم اين خطاب اشتغال يقينى آمده و عقل مىگويد : اشتغال يقينى مستدعى فراغت يقينيه است و فراغت يقينيه به اينست كه آنچه را يقين تفصيلى داريم به فوت آن انجام دهيم ، همچنين اگر علم اجمالى داريم بايد انجام دهيم و نيز اگر احتمال هم مىدهيم و لو احتمال موهوم كه قضائى و فائتهاى به گردنمان باشد بايد انجام دهيم تا يقين حاصل شود پس انجام محتمل الفوت مىشود مقدّمه علميه براى علم به امتثال و مقدّمه علميه واجب است .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٠