تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
2 - كفائى شرعى كه خود شارع فرموده يكى از شماها بايد انجام دهيد [ در واجب تخييرى تخيير در مكلف به است و در واجب كفائى تخيير در مكلف است ] با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : تارة در شبهات وجوبيه شك مىكنيم در وجوب عينى بالاصالة مثل دعا عند رؤية الهلال در اينجا اصالة البراءة جارى مىشود به حكم همان ادلّه اربعه . و تارة شك مىكنيم در وجوب عينى بالعرض مثلا نمىدانم دفن ميت كافر واجب است يا خير كه اگر واجب باشد كفائى است ولى الآن غير از من كسى نيست و بالعرض بر من معين شده ولى شك دارم باز اصالة البراءة جارى مىشود . و تارة شك مىكنيم در وجوب كفائى كه آيا فلان عمل واجب كفائى هست يا نه منتهى اجمالا مىدانيم وجوبى آمده ولى نمىدانم كه آيا وجوب عينى است و بر غير آمده و يا وجوب كفائى است كه دامنه‌اش دامن مرا هم مىگيرد پس من الآن شك در وجوب كفائى عمل نسبت به خودم دارم . مثلا جماعتى نشسته‌اند و فردى مشغول نماز است كسى از در وارد شد و سلام كرد بر جمع مصلى مىداند كه جواب سلام واجب است ولى نمىداند كه معيّنا بر غير او واجب است و يا به صورت كفائى بر همه جمع حتى مصلى وجوب دارد ؟ در نتيجه شك مىكند در وجوب كفائى جواب بر او . در اينجا باز همه آن مباحث تكرار مىشود كه آيا اصالة البراءة جارى مىشود يا نه ؟ چرا ؟ آيا استصحاب عدم وجوب جارى مىشود يا نه ؟ با همه تفاصيلى كه داشت و تكرار نمىكنيم .