استحباب نيست .
تنظير : انسان مختار قادر بر قرائت مخير است بين فرادى و جماعت ولى جماعت افضل است امّا اگر مانعى از خارج مثل ظلم ظالم و اكراه مكره انسان را ملزم ساخت به جماعت و مانع شد از انجام نماز فرادى الّا و لابد جماعت متعيّن مىشود و جاى استحباب نيست .
قوله و لكن : واجبات تخييرى هم دو قسم مىشوند :
1 - تارة بدل اضطرارى در كار نيست همانند باب اطعام و صيام كه چيز ديگرى جاى آنها نيست بلكه عند الاختيار و الاضطرار حكم همين است در چنين موردى با تعذّر احدهما ديگرى تعين پيدا مىكند .
2 - و تارة بدل اضطرارى دارند مثل ما نحن فيه در چنين مواردى به مجرّد تعذر نماز فرادى با قرائت نتوان گفت ما بكلّى از نماز فرادى عاجزيم و جماعت متعين مىشود چون بدل اضطرارى داريم كه همان نماز فرادى بدون قرائت باشد و لذا امر دائر است ميان احد المسقطين .
1 - جماعت كه مسقط از فرادى است .
2 - فرادى بدون قرائت و تعيين احد المسقطين محتاج به دليل است پس با تعذّر احدهما هم شك مىكنيم كه ديگرى واجب تعيينى مىشود يا نه ؟
اصالة البراءة جارى مىشود .
قال فخر المحقّقين : جناب علّامه ره فتوى داده به اينكه : بر شخصى كه بىسواد است و عاجز است از قرائت يعنى حمد و سوره ولى متمكن از ايتمام مىباشد واجب است نمازش را به جماعت برگزار كند و حق ندارد به صورت فرادى بدون قرائت نماز بخواند حال جناب فخر المحققين فرزند علّامه در شرح اين گفتار پدر فرموده دليل وجوب ايتمام اينست كه قرائت امام براى مأموم هم محسوب مىشود و كانّ خود مأموم خوانده و با تمكن
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 115
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١٥