از ايتمام متمكن است از نماز صحيح و كامل با قرائت و لذا نوبت به فرادى بدون قرائت نمىرسد .
بعد فرموده : به عقيده پدرم محتمل است كسى بگويد : بر شخص عاجز از قرائت ، به جماعت خواندن واجب نيست بلكه مىتواند به فرادى و بدون قرائت بخواند و استدلال كرده به دو دسته از عمومات :
1 - عموماتى كه مىگويد : اگر شخصى عاجز از قرائت و از تعلّم است مىتواند به هر مقدارى كه مىداند و لو يك جمله از قرائت و يا به ذكر اكتفا كند چه متمكن از ايتمام و اقتدا باشد يا خير پس ايتمام بر عاجز نيست و راه ديگرى هم دارد .
2 - عموماتى كه دلالت دارند بر اينكه نماز جماعت مستحب است [ نه واجب ] چه شخص متمكن از قرائت باشد و يا نباشد پس بر عاجز از قرائت هم ، اقتدا معيّنا واجب نمىشود .
بعد فرموده : همان قول اوّل [ فتواى پدر ] اقوى است بدليل اينكه عند الاختيار و التمكن به جماعت خواندن يكى از دو فرد واجب تخييرى بود و مىدانيم كه هرگاه يكى از دو فرد واجب تخييرى متعذر شد فرد ديگر آن متعيّن مىشود و اين بحث در اصول به ثبت رسيده .
بعد فرموده : و محتمل است عدم وجوب يعنى با تعذّر صلاة فرادى مع القراءة هم نماز جماعت وجوب پيدا نمىكند زيرا همانطورىكه به جماعت خواندن و قرائت امام مسقط وجوب قرائت از مأموم است همچنين تعذر هم مسقطيت دارد و وقتى هركدام مستقلّا سبب اسقاط بودند دوران امر مىشود بين احد المسقطين و هيچكدام دليل بر تعيين ندارد پس مع التعذّر هم نتوان گفت جماعت واجب تعيينى است .
بعد فرموده : منشأ اين دو احتمال وجوب ايتمام و عدم آن عبارتست
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١٦