تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
كه علم اجمالى حقيقتا منحل مىشود مثل اينكه به تمام آن صد مورد علم تفصيلى پيدا كنيم كه در اينجا با آمدن معلم بالتفصيل جائى براى معلوم بالاجمال نيست و آنجا كه كالانحلال است مثل مواردى كه امارهء معتبره قيام كرده كه در اينجا هم علم اجمالى اگرچه وجدانا باشد ولى اثر ندارد و اصولا در آينده به تفصيل خواهد آمد كه عواملى چند علم اجمالى را از اثر مىاندازد : 1 - اطراف شبهه غير محصور باشند كما سيأتى . 2 - پاى دو كس در ميان باشد كه هركس مسئول محاسبه وضع خويش است مثل اينكه علم اجمالى دارم يا ظرف من نجس شد و يا ظرف زيد كما سيأتى . 3 - يك طرف شبهه از مورد ابتلا مكلّف خارج شود مثل علم اجمالى به نجاست ظرفى كه نزد من است و يا ظرفى كه نزد امپراطور بيزانس است . 4 - پيش از علم اجمالى يقين تفصيلى به يك طرف پيدا كنم مثلا دو ظرف آب است و من يقين دارم كه ظرف سبزرنگ مثلا قطعا نجس شده و بعدا قطرهء بولى افتاد كه نمىدانيم داخل كداميك از دو ظرف افتاد در اينجا اجتناب از آن ديگرى لازم نيست چون اين يكى قطعا نجس است و بايد اجتناب كنيم در ديگرى هم كه اصالة الحلّ جارى مىشود بلا معارض . 5 - اول علم اجمالى داشتم به وجود نجاستى در يكى از دو ظرف سپس بيّنه كه حجت شرعى است دلالت كرد كه ظرف نجس فلان ظرف است و دليل حجيت اماره مىگويد بايد به بينه عمل كنى پس معيّنا بايد حكم كنم به نجاست اين ظرف سپس ظرف ديگر مشكوك به شك بدوى است و اصل حليت در آن بلامانع است حال ما نحن فيه از همين قسم پنجم است . زيرا كه اوّل علم اجمالى داشتم به وجود مثلا صد حرام در اسلام سپس با مراجعه به ادلّه ظنيه آن صد مورد را بدست آوردم و دليل حجيت اماره
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 381 | على محمدى خراسانى