منحل مىشود .
و الجواب : مرحوم شيخ انصارى از اين دليل دو جواب مىدهند :
1 - ما نبايد تمام نظرمان را به احكام واقعيه بما هو هو بدوزيم آنچنانكه مستدل چنين كرده و نبايد تمام نظرمان را به احكام ظاهريه و مؤديات امارات بدوزيم آنگونه كه مصوّبه چنين مىكنند بلكه بايد با يك چشم به واقع و با چشم ديگر به ظاهر نگاه كنيم ، بيان مطلب : مستدل كه مىگويد بعد از مراجعه هم ما علم اجمالى داريم و بايد از محرمات واقعيه اجتناب كنيم و تنها راه احتياط است تمام نظرش به واقع بما هو هو است كه ما مكلف به واقع هستيم و بايد واقع را امتثال كنيم و راهش احتياط است و مصوّبه هم كه مىگويند : به هر مقدارى كه اماره قائم شد ما به همان مكلّفيم و بيشتر از آن مكلّف نيستيم تمام نظرشان به همين مؤديات امارات است و كارى به واقع ندارد بلكه بعضا اصلا قبولش ندارند ولى ما مىگوئيم : ما نسبت به واقع مكلّف و مسئوليم امّا به شرط دلالت اماره برآن ، به عبارت ديگر : درست است كه خداوند احكام واقعيهاى دارد امّا واقع بما هو هو كه بر ما منجّز نيست بلكه شرط تنجّز حكم واقعى دلالت اماره بر آنست آنگاه هر حكم واقعى كه اماره بر او قائم شد و از اين طريق بدان رسيديم آن حكم در حقّ ما منجز است و هر حكم واقعى كه امارهاى برآن قائم نشده به مرحله فعليّت و تنجّز نمىرسد بلكه همچنان در مرحله انشاء مىماند حال نسبت به شرب توتون امارهاى قيام نكرده تحصيل علم هم كه ممكن نيست بعد الفحص و اليأس پس تنجز تكليف به آن قبيح است و لو در واقع حرام باشد و هذا معنا اصل البراءة .
2 - برفرض قبول كنيم كه ما نسبت به تمام محرمات واقعيه بما هى هى مسئوليم و علم اجمالى واقع را بر ما منجّز مىكند و لكن مسئوليم عمل كنيم تا زمانى كه علم اجمالى حقيقتا و وجدانا منحل نشده و يا كالمنحل نيست ، آنجا
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 380
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٠