تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
شدن مجموع من حيث المجموع [ 3 - اصل در عمومات هم استغراق است نه مجموعى چنان كه در مباحث الفاظ آمده ] حال كه مراد عموم استغراقى شد منظور اينست كه جنس شبهه ارتكابش چنين اثرى دارد و لا ريب در اينكه بالوجدان ارتكاب جنس شبهه سبب وقوع در حرام و هلاكت نيست بلكه تصادفا شايد به حرام بيفتم و شايد نه آرى ارتكاب شبهه انسان را مشرف بر ارتكاب حرام مىكند و به علاقه مشارفت گفته من ارتكب . . . . آنگاه اگر از خارج دليل داشتيم كه اشراف بر حرام هم حرام است مطلقا يعنى چه در موارد علم اجمالى و چه شك بدوى مىگفتيم ارتكاب شبهه حرام است ولى چنين دليلى نيست آنچه دليل داريم وقوع در حرام است نه اشراف بر حرام . مؤيد سوّم : روايات بسيارى كه هم سياق و هماهنگ با اين روايت است همهء آنها به حكم قرائن و تعبيراتى كه در آنها آمده ظهور در استحباب دارند حال اين حديث حمل بر استحباب مىشود سپس پنج روايت مىآورند كه ظهور در استحباب دارند و ما تنها به ذكر محلّ شاهد اكتفا مىكنيم : در روايت اوّل آمده : لو انّ راعيا رعى الى جانب الحمى لم يثبت غنمه ان يقع فى وسطه فدعوا المشتبهات كه قبلا تبيين شد ، در روايت دوّم آمده : و المعاصى حمى اللّه فمن يرتع حولها يوشك ان يدخلها ، در روايت سوم آمده : من رعى غنمه قرب الحمى نازعته نفسه الى ان يرعاها فى الحمى ، در روايت چهارم آمده : و فى الشبهات عتابا [ يعنى ملامت نه عقاب ] و در حديث پنجم آمده : من الورع من الناس قال . . . . كه ورع بودن مستحب است نه واجب . . . . پايان دليل دوّم اخباريين و عمده دليل آنها بر وجوب احتياط كه طرفى از آن نبستند . * * *