مجهول مىشود آنگاه عقاب بلا بيان نيست و اين كشف را توسط اخبار توقف بدست آورديم و هذا هو المطلوب عند الاخباريين .
قلت : شيخ مىفرمايد : اين وجوب احتياطى كه شما كشف كرديد و معتقديد كه يك وجوب شرعى و مولوى است از دو حال خارج نيست :
1 - يا وجوب مقدمى و غيرى دارد يعنى مقدمه است براى نجات يافتن از عقاب واقع .
2 - و يا وجوب نفسى و استقلالى است يعنى شارع در مواردى كه حكم واقعى يك چيزى مشتبه شده در ظاهر يك حكم تعبدى استقلالى بر گردن مكلفين نهاده است كه مخالفت آن علىحده عقاب دارد و موافقت آن داراى ثواب است ، و هر دو احتمال باطل است امّا احتمال اوّل : خود شما اخباريين هم قبول داريد كه تكليف واقعى مجهول بما هو مجهول منجز نيست و تا بيانى نرسيده عقاب ندارد چون عقاب بلا بيان قبيح است پس وقتى خود ذى المقدّمه منجّز نيست و اجتناب از حرام واقعى ، مسلّم و واجب نيست چگونه مقدمات آن واجب باشد ؟
و امّا احتمال دوّم : صريح روايات وارده در باب توقّف دلالت دارد بر اينكه وجوب احتياط و توقف براى اجتناب از واقع است و مراد از هلاكت محتمله آن هلاكتى است كه در واقع وجود دارد اگر فى الواقع حرام باشد و صحبت از حكم ظاهرى نفسى در كار نيست .
پس اگر وجوب احتياط و توقف شرعى باشد لازمهاش آنست كه يا مقدمى باشد و يا نفسى و لازم به هر دو قسم باطل پس ملزوم هم باطل مىشود كه مولويت باشد و باز هم نتيجه مىگيريم كه اين اوامر ارشادى هستند آن هم طلب ارشادى مشترك بين وجوب و استحباب كه در بعض موارد به كمك قرينهء عقليه بر خصوص فرد وجوبى حمل مىشوند در بعض ديگر بر فرد ديگر .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 341
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٤١