3 - در مواردى كه شبهه اعتقاديه است اگر انسان به مجرّد قياس و استحسانات عقليه و يا براساس يك سلسله روايات شاذّه بدان معتقد شود و بهدرستى تحقيق نكند و از براهين صحيحه استفاده نكند در اينجا هم احتمال عقوبت و بلكه احتمال مخلد شدن در نار را مىدهد و لذا بايد توقف و احتياط كند .
سؤال : آيا در ما نحن فيه ارتكاب مشتبه موجب احتمال عقوبت است يا خير ؟
جواب : خير ما قطع به عدم عقوبت داريم چون اصولى بعد الفحص و اليأس و به حكم ادلّه اربعه برائتى شده و با اينهمه هرگز ارتكاب شبهه عقوبت نخواهد داشت پس ارشاد وجوبى مال اين موارد نيست .
و اگر مراد از آن هلاكت محتمله ، احتمال ضررهاى ديگر غير از عقوبت باشد [ حال مساوى است كه آن ضرر يك ضرر دينيه باشد همانند اينكه انسان با ارتكاب مشتبهات نزديكتر مىشود به ارتكاب معاصى و جرئت مىيابد بر ارتكاب معاصى كه اين ضرر دينى است و اتفاقا از برخى از روايات هم همين استفاده مىشود چون فرمود : و المعاصى حمى اللّه فمن يرتع حولها يوشك ان يدخلها و . . . . و يا آن ضرر يك ضرر دنيوى باشد مثل احتراز كردن از اموال ظلمه كه خوردن آن سبب قساوت قلب و كوتاه شدن عمر و . . . . مىگردد و اينها ضررهاى دنيوى هستند ] در اين صورت خواهيم گفت : مجرّد احتمال اينگونه مضرات با قطع نظر از اوامر توقف سبب اين نمىشود كه احتمال عقوبت درست شود و اگر مرتكب شدم و در واقع حرام بود مرا مؤاخذه كنند بدليل اينكه شبهه از ناحيهء اينگونه احتمال ضررى موضوعيه بوده و در شبهات موضوعيه بالاتفاق عقابى نيست و انسان و لو حرام واقعى را مرتكب شود معذور است و عقاب بلا بيان قبيح است اگر بفرمائيد : مجرّد اين احتمال ضرر موجب عقوبت نمىشود ولى به بركت اوامر توقف عقاب درست مىكنيم به اينكه : اين
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 337
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٧