تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
4 - برخى از اين روايات كه دلالت مىكند بر وجوب توقف عند الشبهه و دلالت مىكند كه تا يقين نكرديد حق اقدام نداريد مربوط به اصول دين است و در آن باب مىگويد به صرف شبهه معتقد نشويد مثل روايت زراره از امام باقر كه در ادامهء آن فرموده : لو ان العباد اذا جهلوا [ مسأله‌اى از مسائل اعتقاديه را ] وقفوا و لم يجحدوا لم يكفروا و . . . و لا ريب در اينكه در اين‌گونه موارد توقف كردن واجب است و لكن اين ربطى به اصولى ندارد و دليل بر ردّ اصول نمىشود چون اصولى در باب احكام شرعيه فرعيه مىگويد : ارتكاب جايز است نه در مسائل اصليه اعتقاديه بگويد : اعتقاد جايز است ، نتيجه : در تمام اين موارد چهارگانه توقف عند الشبهه عقلا و شرعا واجب است ولى دليل بر ردّ اصوليين نيست فما قصد لم يقع . 5 - بخش قابل توجهى از روايات هم كه عموميّت دارند و شامل جميع شبهات هم مىشوند ظهور در استحباب دارند و به واسطه آنها مدعاى اخباريين كه وجوب توقف باشد اثبات نمىشود اينكه به عنوان نمونه چند تا از اين روايات را عرضه مىكنيم : الف : در حديثى آمده : اورع الناس من وقف عند الشبهة و لا شك در اينكه شرعا اصل ورع و تقواى الهى « نسبت به واجبات و محرمات » واجب است امّا اورع بودن كه نسبت به توقف در شبهه باشد واجب نيست آرى اورعيت كمالى از كمالات انسانى است ولى وجوب شرعى فقهى ندارد . ب : حضرت امير ( ع ) فرموده : من ترك ما اشتبه عليه من الاثم فهو لما استبان له اترك يعنى كسى كه مشتبهات را ترك كند بطريق اولى محرمات قطعيه را ترك خواهد كرد اين هم در مقام بيان كمال انسانى است كه اين شخص انسان كاملترى است كه حتى از مشتبه هم اجتناب مىكند . ج : حضرت رسول ( ص ) فرمود : لكل ملك حمى و حمى اللّه حلاله