. . . . تا اينجا كه فرمود : فان الوقوف عند الشبهة خير من الاقتحام فى الهلكة .
قوله و توهم : روايات مذكور عموما اين جمله را متعرض شدند كه الوقوف . . . خير . . . حال مستشكل مىگويد : اين روايات به قرينه كلمهء خير ظهور در استحباب دارند يعنى توقف مستحب است نه واجب زيرا كه خير افعل التفضيل است و معناى افعل تفضيل اينست كه توقف بهتر و خوبتر است و خوبتر در جائى است كه غير توقف هم خوب است منتهى توقف بهتر اسم و اين ظهور در استحباب دارد نه وجوب در نتيجه به نفع اخبارى نخواهد بود چون اخبارى وجوب توقف را مدّعى است .
قوله مدفوع : شيخ ره از اين توهم دو جواب مىدهند :
1 - اوّلا به قرينهء مقابله وجوب فهميده مىشود بيان ذلك : افعل التفضيل در جائى است كه مفضّل و مفضل عليه هر دو در مبدأ تفضيل مشترك باشند فى المثل دو انسان هر دو در علم مشتركند ولى علم يكى بيشتر است در اينجا مىگوئيم فلان اعلم من فلان و هكذا . . . . ولى در ما نحن فيه يك طرف كه مفضل باشد توقف كردن است و يك طرف كه مفضل عليه باشد افتادن در هلاكت است و شكى نيست در اينكه افتادن در هلاكت هيچ خيرى ندارد بلكه صددرصد شرّ است پس افعل التفضيل معنا ندارد در اينجور موارد افعل التفضيل دلالت بر اصل مبدأ دارد و دلالت بر تفضيل ندارد و وقتى يك طرف هيچ خيرى نداشت طرف ديگر مىشود خير محض و تمام الخير در آنجا است آنگاه توقّف خير محض است و چنين چيزى واجب خواهد بود نه مستحب آنگاه مرحوم شيخ نمونههاى فراوانى از همين قبيل مىآورند كه افعل التفضيل دلالت بر اصل ماهيت و مبدأ دارد نه بر تفضيل كه نيازى به ذكر ندارد .
2 - همانطور كه قبلا اشاره شد اين جمله شريفه در بعض از روايات مذكور علت براى يك امر وجوبى قرار گرفته مثل مقبوله موثقه و علة الواجب
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 330
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٠