تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
را مىدهيم و ثانيا مىگوئيم اين آيات امر به تقوى و مجاهدت نموده و ارتكاب مشتبه با تقوى و مجاهدت منافاتى ندارد زيرا كه تقوى به معناى اتيان به واجبات و ترك محرمات است و شامل مشتبهات نمىشود آرى اين ورع است كه شامل مشتبهات هم مىشود و در آيات صحبت از ورع نيست . و ثالثا اينكه بدنبال امر به تقوى و مجاهدت فرموده : حق تقاته و حق جهاده [ نهايت درجه تقوى و جهاد ] اين قرينه است بر اينكه اين امر استحبابى باشد نه وجوبى زيرا كه اصل داشتن تقوى واجب است و امّا نهايت درجه تقوى و مجاهدت از مراحل تكاملى انسان است و رجحان دارد و موجب كمال بيشتر انسان و تقرب آن بسوى خدا است ولى از لحاظ فقهى نازل‌ترين مرحله كافى است و لذا نهايت درجه تقوى و مجاهدت مستحب و فضل خواهد بود و اين قرينه است كه چنين امرى وجوبى نيست پس به درد مدعاى اخبارى نمىخورد . و امّا جواب آيهء تهلكه : اوّلا مراد از تهلكه يعنى چيزى كه مقطوع الهلاكة بالتفصيل و الاجمال است نه چيزى كه محتمل باشد و ثانيا برفرض مراد اعم است همان اشكال نقضى را داريم و ثالثا مراد از تهلكه اگر عقوبت باشد كه در اينجا نه مقطوع است و نه محتمل بلكه قطع به عدم آن داريم به حكم ادلّه اربعهء مذكوره و اگر مراد غير عقوبت از ساير مضرات باشد مىگوئيم : شبهه از اين حيث موضوعيه بوده و در آنجا اخبارى و اصولى بالاتفاق برائتى هستند نه احتياطى .

( و امّا السنة )

دليل دوّم از ادلّهء اخباريين براى اثبات اصالة الاحتياط در باب شبهات