اينكه : به عقيدهء خود اخباريين ظواهر قرآن در حق ما حجت نيست و ما مقصودين بالافهام نيستيم فلذا حق نداريم مستقيما به اين ظواهر تمسك كنيم پس چگونه شما استدلال مىكنيد ؟ ! مگر اخبارى بگويد ما به نصوص قرآن عمل مىكنيم كه در اين صورت خواهيم گفت آيات مورد بحث نوعا از ظواهرند نه نصوص و مگر اخبارى بگويد ما به اين آيات مستقلا عمل نمىكنيم بلكه به ضميمهء تفسير اهل بيت ( ع ) عمل مىكنيم كه در اين صورت هم مىگوئيم : پس اين استدلال به آيات نيست بلكه به روايات است و ثانيا از خصوص طائفهء اوّل دو جواب مىدهيم :
1 - جواب نقضى : مقدّمه : آيات مذكور مطلق بوده و فرقى ميان شبهات حكميه و موضوعيه و در هر حال تحريميه و وجوبيه نگذاشته بلكه در جميع موارد مىگويد : قول به غير علم ممنوع است با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : خود شما اخباريين در باب شبهات حكميه وجوبيه و نيز در باب شبهات موضوعيه اعم از وجوبى يا تحريمى برائتى شده و حكم به اباحهء ظاهريه مىكنيد درحالىكه آيات اطلاق داشته و آن موارد را هم شامل است آنگاه هر جوابى شما از اين آيات در باب شبهات وجوبيه موضوعيه ما هم همان جواب را در باب شبهات تحريميه مىدهيم .
2 - جواب حلّى : آيات شريفه قول به غير علم و افتراء را محكوم مىسازد و اين كبراى كلى بر ما نحن فيه منطبق نيست زيرا كه اصولى كه حكم به برائت و اباحهء ظاهريه مىكند قولش به غير علم نيست بلكه با علم است زيرا براى اصولى به حكم ادلّهء اربعه [ كتاب و سنت و اجماع و عقل ] يقين به برائت حاصل شده و لذا فتوا به برائت مىدهد فالآيات اجنبية عما نحن بصدده .
و خصوص طائفه دوّم را به دو دسته كرده و از هركدام جوابى مىدهيم :
دسته اوّل چهار آيه مذكور غير از آيه تهلكه : اوّلا همان جواب نقضى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٢٥