تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
برىء بوده و تكليفى نداشت و الآن كه مكلف شده و بعد البلوغ است شك مىكند كه آيا باز هم نسبت به شرب توتون برائت ذمه دارد يا خير ؟ استصحاب مىكند برائت ذمه دوران طفوليت و قبل البلوغ را براى بعد البلوغ و هكذا نسبت به مجنون در دوران جنون نسبت به شرب توتون تكليفى نداشت و ذمّه‌اش برىء بود كما اينكه نسبت به ساير امور هم آزاد بود و بعد العقل قطعا تكاليفى پيدا كرده ولى نسبت به شرب توتون شك در بقاء برائت ذمه دارد و استصحاب مىكند و يا استصحاب مىكند برائت اصليه و ازليه را كه نام او استصحاب عدم ازلى است و تفصيل مطلب در باب استصحاب خواهد آمد . جواب ما : مرحوم شيخ از اين استدلال دو جواب مىدهند : جواب اوّل : قبل از بيان جواب دو مطلب را بعنوان مقدمه مىآوريم : 1 - اختلاف است كه آيا استصحاب از جملهء امارات ظنيه است يا از اصول عمليه تعبديه ؟ متقدمين عموما استصحاب را از امارات دانسته و مىگفتند به مناط افادهء ظن به بقاء حجت است به اين بيان كه وقتى انسان يك ساعت قبل يقين به وجوب مثلا داشته و الآن شك در بقاء پيدا مىكند همين‌كه لختى درنگ نموده و حالت سابقه را به ياد آورد كه من ساعتى پيش قاطع بودم و الآن هم كه مانعى نيامده و مجرّد شك است خودبخود اگر انسان متعارفى باشد شك او تبديل به ظن به بقاء مىشود و عقل مىگويد اخذ به راجح و مظنه كن و لذا به حكم عقل حجت است عينا همانند خبر ثقه كه به مناط ظن نوعى به واقع حجت است و . . . . و متأخرين عموما در اين حكم عقل و بناء عقلا خدشه نموده و استصحاب را از باب اصول عمليه دانسته و به حكم روايات لا تنقض اليقين بالشك حجت مىدانند و اين روايات در مقام بيان مناط نيست بلكه تعبدا دستور مىدهند باخذ به يقين سابق و شارع بما هو شارع چنين دستورى داده بر ما متابعت واجب است و لو ما مناط و فلسفهء اين اخذ را ندانيم .