مشترك الورود يعنى همانطورىكه بر ما اشكال وارد است كه چگونه شما احتياط را واجب نمىدانيد بر شما هم در باب شبهات موضوعيه اشكال وارد است پس بايد هر دو جواب دهيم و تفصيل جواب در مسئله چهارم كه مربوط به شبهات موضوعيه است خواهد آمد ولى اجمال كلام اينكه يا بايد بگوئيم :
اصولا عند العقل هم ضرر محتمل دنيوى واجب الدفع نيست و يا اگر عقلا وجوب دفع دارد ولى شارع مقدس اذن در ارتكاب داده و نه تنها محتمل الضرر را كه بلكه گاهى مظنون الضرر را و بلكه گاهى مقطوع الضرر را هم اذن در ارتكاب داده ولى با مصالح مهمترى هم آن را جبران فرموده است فلا اشكال فى البين .
قوله : ثم إنّه . . . . دليل عقلى بر برائت به دو گونه تقرير شده يكى به همان بيان كه ما گفتيم كه از راه قبح العقاب بلا بيان پيش آمديم و دفع شبهه هم نموديم و ديگرى به بيانى كه سيد بن زهره و محقّق و ديگران ذكر كردهاند و آن اينكه :
تكليف شخص جاهل بدون بيان تكليف بما لا يطاق است « صغرى » .
و تكليف بما لا يطاق قبيح است و از مولاى حكمي صادر نمىشود « كبرى » .
پس تكليف الجاهل بدون بيان قبيح است و لا يصدر من الحكيم تبارك و تعالى اين هم نتيجه و هذا معنى اصل البراءة .
مرحوم شيخ مىفرمايد : ما باشيم و ظاهر اين كلام بايد بگوئيم كه هو بديهى البطلان زيرا بالوجدان اينگونه نيست كه ترك شرب تتن مثلا بدون بيان مقدور ما نباشد بلكه ما عالم باشيم يا نه ، بيانى برسد يا نرسد نفس الفعل فى ذاته يا مقدور است فعلا او تركا و يا مقدور نيست و نسبت به مشتبه وجدانا ترك مقدور است پس بايد ديد منظور سيّد چيست ؟
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 311
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣١١