تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
عاقلى اين كار را تقبيح مىكند و قضاوتش اينست كه : مىخواستى اوّل به او اعلام بكنى بعد اگر مخالفت نموده عقابش كنى و با اين بناء عقلا كشف مىكنيم حكم عقل را . اثبات كبرى : در علم كلام به ثبت رسيده كه خداى حكيم فعل قبيح انجام نمىدهد و نتيجه روشن است اشكال : همان‌طورىكه عقل مستقل است به اينكه عقاب بدون بيان قبيح است [ موضوع ، عدم البيان است ] همچنين عقل مستقل است به اينكه دفع ضرر محتمل واجب است [ و در مباحث اعتقاديه مهم‌ترين دليلمان بر اثبات وجوب معرفت اصول دين از مبدأ تا معاد همين قاعده دفع ضرر محتمل است ] حال در موارد شبهه ما احتمال ضرر مىدهيم چون شايد در واقع حرام باشد و مؤاخذه داشته باشد و وقتى ضرر محتمل درست شد عقل حكم به وجوب دفع آن مىكند آنگاه اين قاعده مىشود بيان عقلى و بر قانون قبح عقاب بلا بيان وارد مىشود يعنى موضوع آن را نابود مىسازد زيرا كه موضوع قاعده اوّل عدم البيان است و قانون دوّم مىگويد : انا البيان منتهى بيان عقلى و لا ريب در اينكه اذا جاء البيان [ عقلى يا نقلى ، عمومى يا خصوصى ] ارتفع عدم البيان در نتيجه ما نحن فيه مجراى قاعده دفع الضرر المحتمل واجب است نه مجراى قانون قبح عقاب بلا بيان . جواب : ضرر دو نوع است : 1 - ضرر اخروى يعنى عقوبت 2 - مضرات دنيويه حال مراد شما از اينكه دفع ضرر محتمل واجب است كدام نوع از ضرر است ؟ آيا اخروى ؟ يا دنيوى ؟ اگر مرادتان ضرر اخروى باشد يعنى معناى قاعده فوق اينست كه : دفع عقاب محتمل واجب است خواهيم گفت : اوّلا در باب شك در مكلف به خواهد آمد كه اين قانون مورد بحث است كه آيا مختص به موارد علم تفصيلى است كه در آنجا دفع العقاب القطعى المعلوم بالتفصيل واجب است ؟ و يا شامل موارد علم اجمالى هم مىشود كه دفع