راحتى يعلم الاذن .
اقول : مرحوم شيخ مىفرمايد : غرض محقّق از اين جملهء ( اهل الشرائع لا يخطئون ) چيست ؟ اگر غرض اينست كه اهل الشرائع چنين كسى را تخطئه نمىكنند يعنى او را مستحق عقاب نمىدانند و مىگويند عقاب بدون بيان قبيح است و چون به جاهل بيانى نرسيده پس جاى عقاب نيست خواهيم گفت : اوّلا اين مطلب اختصاص به اهل الشرائع ندارد بلكه جميع عقلاء عالم به مقتضاى حكم عقل فطرى چنين حكمى دارند يعنى مىگويند : عقاب بدون بيان قبيح است . و ثانيا اين مطلب بازگشت مىكند به دليل چهارم كه بعدا خواهد آمد و ديگر استدلال به سيره شرعيه نخواهد بود و بيان مستقلى نمىشود .
و اگر غرض اينست كه اهل الشرائع بما هم عقلاء و بالجمله عقلاء عالم تعبدا حكم به جواز ارتكاب فعل مشتبه مىكند با قطع نظر از اينكه عقاب قبيح باشد يا نه [ خلاصه به ملاك قبح عقاب نيست بلكه بملاك تعبد است ] بلكه حتى اگر عقاب هم قبيح نباشد عقلاء حكم به اباحه و جواز مىكنند [ عدم قبح عقاب يا بخاطر اينست كه فرضا عقاب از لوازم لا ينفك اين عمل باشد همانند مستى كه از لوازم لا ينفك شرب خمر است و يا بخاطر اينست كه فرضا همانطورىكه عقاب جاهل مقصر قبحى ندارد بگوئيم عقاب جاهل قاصر هم قبيح نيست و يا در مولاهاى عرفى بخاطر اينست كه فرضا عادت مولى بر اينست كه عبد خود را بر ارتكاب حرام واقعى و مبغوض مولى مؤاخذه مىكند و لو جاهلانه صادر شود ] و اين بناء عقلا ثابت است حال اگر مراد اين باشد خواهيم گفت اين مبتنى بر اينست كه عند العقلاء دفع عقاب محتمل واجب نباشد تا چنين بنائى داشته باشند و به زودى بحث مطلب خواهد آمد در باب شبهات مقرونه به علم اجمالى .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 306
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٦