تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
[ تبصره : اجماع عملى يا سيره هم وقتى حجت است كه از سوى شارع ردعى نسبت به آن صورت نگرفته باشد و گرنه جاى سيره نيست حال ممكن است اخبارى مدعى شود كه أدلّة الاحتياط رادع هستند و چنين سيره‌اى حجت نيست پس دلالت سيره هم معلّق شد بر مباحث آتيه ] .

( الرابع : دليل العقل )

دليل چهارم از ادلّهء اصوليين بر اصالة البراءة در شبهات بدويه عبارتست از حكم العقل و دليل عقلى [ بتوسط ادلّه ثلاثهء مذكور از كتاب و سنت و اجماع برائت شرعيه ثابت مىشود كه موضوعش شك است و بتوسط دليل العقل برائت عقليه ثابت مىشود كه موضوعش عدم البيان است ] . بيان ذلك : عقل هر عاقلى حكم مىكند به اينكه عقاب كردن مولى عبد خود را بر ارتكاب كارى كه حرمت و قبح آن را گوشزد ننموده و بيان نكرده قبيح است « صغرى » . و هر كارى كه قبيح و ناپسند باشد از مولاى حكيم صادر نمىشود « كبرى » . پس چنين عقابى [ بدون بيان ] از مولاى حكيم صادر نمىشود « نتيجه » و هذا معنى اصل البراءة اثبات صغرى : اين مطلب امرى وجدانى است يعنى هركدام از ما كه از عقلاء عالم هستيم اگر به وجدان خود مراجعه كنيم و دقت كنيم در اينكه نسبت به فلان عمل هيچ بيانيه‌اى از سوى مولى صادر نشده و يا اگر صادر شده در گوشهء خلوتى بوده كه هرگز به عبد ابلاغ نشده و روح عبد از آن پيام بىاطلاع است و لذا عبد آن عمل را مرتكب شده در اينجا اگر مولى عبد را پاى ميز محاكمه بكشاند و او را مورد بازخواست قرار دهد هر