تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
است پس لحم الحمير هم حلال است تا زمانى كه فرد حرام آن را كه لحم الخنزير است بشناسى يعنى معرفت حرمت لحم الخنزير غايت واقع شده براى حليت لحم الحمير كه تا حرمت آن نوع را نشناخته اين نوع در ظاهر حلال است و وقتى شناختى حرام مىشود و اين سخن نگفتنى است . قوله و قد اورد : بحثى با ميرزاى قمى ره : جناب سيد صدر مدّعى شد كه حديث شريف هم دليل بر برائت است در شبهات حكميه و هم در شبهات موضوعيه و تفسير ايشان از حديث بيان شد . حال مرحوم صاحب قوانين به اين بيان دو ايراد دارند : 1 - طبق بيان شما لازم مىآيد كه كل شىء فيه حلال و حرام در دو معنى استعمال شود : الف : كل شىء فيه حلال و حرام اى كل شىء قابل للاتصاف بهما و بعبارة اخرى : كل شىء يمكن تعلق الحكم الشرعى به فخرج ما لا يقبل الاتصاف بهما . ب : كل شىء فيه حلال و حرام اى كل شىء منقسم اليهما بالفعل و يوجد النوعان فيه حالا خود اين دو جور است : يا اينست كه اين شىء كلى در واقع و نفس الامر داراى دو نوع است همانند موضوعات كه كلّى آنها از قبيل لحم الغنم در خارج قسم حلال [ مذكى ] دارد و قسم حرام [ ميته ] و يا اينست كه اگرچه در واقع و عند اللّه يك قسم بيشتر ندارد ولى در نزد ما دو قسم دارد يعنى به صورت ترديد دو شعبه دارد همانند احكام كه فى المثل شرب تتن فى الواقع يا حلال است و يا حرام پس خارج شد آن اشيائى كه عند اللّه و عندنا معلوم الحرمة و يا معلوم الحلية هستند . پس بيان سيد صدر مستلزم استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد است « صغرى » و استعمال كذائى محال و باطل است « كبرى » پس بيان سيّد صدر مستلزم محال است و مستلزم المحال محال است پس بيان سيد باطل و محال است .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 297 | على محمدى خراسانى