تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
خواهد بود . و به عبارت چهارم : كلى شىء اى كل مشتبه چه فعلى از افعال و چه عينى از اعيان باشد و چه حكم جزئى مشتبه باشد يا حكم كلى كه در احكام است ، فيه حلال و حرام اى فيه احتمالان يحتمل ان يكون حلالا و يحتمل ان يكون حراما فهو لك حلال اى هذا المشتبه لك حلال فى المثل اللحم المشترى من السوق امر مشتبه ذو احتمالين فهو لك حلال ظاهرا [ شبهه موضوعيه ] و مثلا شرب التتن او لحم الحمير امر مشتبه ذو احتمالين فهو ايضا لك حلال ظاهرا « شبهه حكميه » با اين بيان حديث هم به درد شبهات حكميه مىخورد و هم موضوعيه و در هر دو حليت ظاهريه را اثبات مىكند . اقول : جواب ما : حديث مذكور را چهارگونه مىتوان معنى كرد كه دو معنى از زبان سيد صدر ذكر مىشود و طبق هر دو معنا حديث عام است يعنى هم به درد شبهات حكميه مىخورد و هم به درد شبهات موضوعيه و در هر دو دالّ بر حليت است ولى هريك از دو معناى سيد صدر مبتلا به اشكال است و دو معنى از زبان شيخ انصارى ره ذكر مىشود كه طبق اين دو معنا اشكالى وارد نيست و لكن حديث عام نبوده و به درد شبهات حكميه نمىخورد بلكه مختص به شبهات موضوعيه است و اينك بيان چهار معناى حديث : 1 - طبق فرمايش سيد صدر شىء را به معناى خصوص مشتبه الحكم مىگيريم و فيه حلال و حرام را به معناى فيه احتمالان مىگيريم آنگاه معناى حديث اين مىشود كه هر امر مشتبه الحكمى [ چه از اعيان و چه از افعال اختياريه ، چه عين يا فعل جزئى و چه كلّى ] كه داراى دو احتمال است يكى احتمال حليت و ديگرى احتمال حرمت پس آن مشتبه در حق شما حلال ظاهرى است و غايت اين حليت هم معرفة الحرام بعينه است ، نتيجه اين معنى