تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
افعال و خود خمر در اعيان و يا حليت آنها معلوم است مثل شرب خلّ در افعال و خود خلّ در اعيان حال به عقيدهء سيد صدر حديث ناظر به قسم اوّل است و منظور حديث اينست كه كل شيئى كل فعل من الافعال و كل عين من الاعيان كه فيه حلال و حرام اىّ قابل لان يتصف بالحرمة و الحلية و لم يعلم الحكم الخاص به من الحل و الحرمة فهو لك حلال ( و اصل برائت يعنى همين ) در ظاهر پس دو نوع بعدى خارج شد و نه تنها قيد فيه حلال و حرام احترازى است بلكه مبين اينست كه موضوع حليت ظاهرى هر چيزى است كه حليت و حرمت آن مشتبه است نه غير آن دو از احكام . به عبارت دوّم : هرآن چيزى كه حكمش بر ما مشتبه شود و داراى دو احتمال باشد : احتمال حليت و احتمال حرمت آن چيز در ظاهر حلال است مساوى است حكم كلّى ما فوق اين شىء مشتبه الحكم براى ما معلوم باشد به گونه‌اى كه اگر فرضا اين مشتبه داخل در تحت آن كلّى باشد معلوم الحكم مىشود مثلا در خارج گوشت گوسفندى است كه نمىدانيم حلال است يا حرام چون نمىدانيم ميته است يا مذكى كه هركدام عنوان كلى معلوم الحكم هستند و يا حكم كلى ما دون روشن باشد به گونه‌اى كه اگر فرضا اين كلى در ضمن هريك از آن دو محقق مىشد حكمش مسلّم مىبود مثل مايعى كه مردّد است در خارج ميان شراب و سركه و مايع عام و كلى است و حكم كلى تحت اين مشتبه معلوم است كه خمر حرام و خل حلال است ولى حكم مايع مردّد مشكوك است و يا اينكه اساسا حكم كلّى ما دون يا ما فوق معلوم نيست كه در شبهه حكميه قصه همين است مثل حرمت لحم الحمير و . . . . به عبارت سوّم : هر چيزى كه در آن حلال و حرام وجود دارد نزد ما يعنى ذهن ما آن را منقسم مىكند به دو قسم به اين معنى كه مىگويد : فلان شىء يا حلال است و يا حرام ولى معينا كدام است نمىدانيم آن شىء در حق ما حلال