2 - جهل به موضوع يعنى مىداند كه نكاح در عده حرام است ولى نمىداند كه اين زن در حال عدّه است يا خير ، حال اين جاهل به سبب كداميك از اين دو جهالت معذور بوده و مؤاخذه ندارد ؟ حضرت فرمود : يكى از دو جهالت اهون از ديگرى است [ و معذوريت بخاطر همين است ] و آن عبارتست از جهل به حكم شرعى و فلسفهء اهونيّت آنست كه شخص جاهل با چنين جهالتى قادر بر احتياط نيست و لذا حتما معذور است [ اين نشان مىدهد كه مراد از جهالت در جهل به حكم جهل بسيط يا شك نيست چون با اين جهل انسان عاجز از احتياط نيست پس مراد غفلت محض يا جهل مركب است كه از محل بحث ما خارج است ] راوى مىگويد : عرض كردم : آيا در جهل به موضوع هم معذور است ؟ حضرت فرمود : آرى معذور است و حرمت ابدى نمىآيد و لذا مجاز است كه پس از انقضاء عدّه مجدّدا زن را به عقد نكاح خويش درآورد . هذا تمام الكلام در معناى حديث .
كيفيت استدلال : طبق اين حديث هم جاهل به حكم معذور است و مؤاخذه ندارد و هم جاهل به موضوع و كسى كه حرمت شرب توتون را نمىداند جاهل به حكم است پس معذور است يعنى اگر مرتكب شد و معلوم شد كه در واقع حرام بوده مؤاخذه نخواهد شد و هذا معنى اصل البراءة .
جواب ما : صدر و ذيل حديث و سؤال و جواب نشان مىدهد كه حديث مربوط به حكم وضعى چنين عقدى است كه آيا اين عقد اثر دارد در حرمت ابدى ازدواج يعنى بطلان آن الى الابد يا نه حال مساوى است كه مراد از جهالت جهل بسيط باشد يا مركب و مساوى است كه از ناحيه حكم تكليفى معذور باشد يا نه پس حديث از ما نحن فيه اجنبى است حال مىگوئيم : امّا نسبت به جهل به حكم مراد جاهل به جهل مركب و يا غافل محض است يعنى فكر مىكرد اين تزويج حلال است و يا به كلى از اين امر غافل بود و لذا انجام
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٥