شد ارتكابش عن جهالة است « صغرى » و هر ارتكاب امرى از روى جهالت عقاب ندارد « كبرى » پس ارتكاب شرب توتون موجب عقاب نيست « نتيجه » .
مرحوم شيخ مىفرمايد : جاهل سه نوع است :
1 - غافل محض كه به هيچ وجه از حكم واقعه آگاهى ندارد و اساسا ملتفت نيست كه فلان واقعه هم داراى حكم است .
2 - جاهل به جهل مركب كه ملتفت به مطلب است ولى عوضى رفته يعنى يقين كرده كه حكم فلان است درحالىكه خلاف آن است .
3 - جاهل به جهل بسيط و يا شاك كه از جهل خود خبر دارد ولى حكم را نمىداند و مىداند كه نمىداند حال حديث ظهور در قسم اول و دوم دارد و بحث ما در قسم سوّم است فهو اجنبى عما نحن بصدده و قرينه مطلب دو امر است : 1 - حرف ( با ) در بجهالة به معناى سببيت است يعنى جهالت سبب ارتكاب شده و لا ريب در اينكه جهالتى كه سبب ارتكاب است همان جهل مركب است نه بسيط و شك زيرا شك بما هو شك سبب ارتكاب نيست و برفرض بودن سببيت آن بسيار ضعيفتر از جهل مركب است .
2 - اگر مراد از جهالت شك باشد بايد حديث را تخصيص بزنيم يعنى بگوئيم : مگر جاهل به جهل بسيطى كه مقصر است كه او معذور نخواهد بود و در نتيجه حديث مخصوص به جاهل قاصر است يعنى كسى كه فحص كرده و به حكم واقعى نرسيده و در شك فرومانده درحالىكه سياق حديث آبى از تخصيص است زيرا كه در مقام تعليل است يعنى به سبب جهالت مرتكب شود و العلة تعمم پس نبايد فرق باشد ميان مقصر و قاصر فلا يشمل الحديث ما نحن بصدده .
قوله فتامل : اشاره به ردّ مؤيد ثانى است كه اگر مراد از جهالت جهل مركب هم باشد بان محتاج به تخصيص هستيم كه جاهل به جهل مركب
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 281
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨١