تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
چيست ؟ كجا است ؟ از چه زمانى بوده ؟ تا چه زمانى خواهد بود ؟ متناهى است يا نامتناهى ؟ و . . . . حال معناى حديث اينست كه چنين فكرهائى در امتهاى سلف حرام بود ولى خدا بر امت اسلامى منّت گذاشته و حرمت و عقوبت را از آنها رفع نمود سپس مرحوم شيخ روايات فراوانى ذكر مىكنند مبنى بر تأييد اين احتمال كه تمام اين روايت نشان مىدهد كه هيچ مؤمنى خالى از اين وساوس نيست و بالاخره وقتى در امور آفرينش مىانديشد چنين سؤالاتى براى او بوجود مىآيد و در آن صورت بايد از شرّ وساوس شيطان به خدا پناه ببرد و لا إله الا اللّه بگويد يا لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم بگويد تا اين وساوس از او فاصله گيرد . 2 - و شايد مراد از خلق مصدر به معناى اسم مفعول يعنى مخلوق باشد و مراد از وسوسه در تفكر در خلق يعنى وسوسه شيطان در تفكر در امور مردم و به عبارت ديگر سوءظن داشتن به مردم حال مراد اين باشد كه اين امر در امتهاى سلف حرام بود ولى از امت اسلامى رفع شده البته مجرّد سوءظن داشتن و الّا تجسس بدنبال آن حرام است سپس مىفرمايد : همين معنا انسب است با تعبير به ما لم ينطق بشفتيه زيرا كه معمولا وسوسه در امر مخلوق است كه گاهى بر زبان جارى مىشود نه وسوسه در امور خلقت . سپس مىفرمايد اين معنائى كه ما براى سه فراز آخر حديث گفتيم همان معنائى است كه معروف ميان فقهاء است و لكن برخى از علماء معانى ديگرى هم ذكر كرده‌اند كه بايد از كتب مفصله جويا شد بعد مىفرمايد : شيخ صدوق در خصال روايتى را به صورت مرفوعه [ برخى از اسناد حذف شده ] از امام صادق ( ع ) نقل كرده مبنى بر اينكه : سه خصلت است كه هيچ پيامبر يا وليى از آنها بدور نيست يكى طيره و ديگرى حسد و سوّمى تفكر در وسوسه در