فعل ما مترتب ساخته آن هم اثر بلاواسطه يعنى مستقيما بر فعل ما اين آثار بار مىشود نه به واسطه لوازم ديگر مثلا قتل خطايى سبب وجوب ديه مىشود ، يا قتل عمدى سبب قصاص مىشود يا اخذ و تصرف در ملك غير بدون رضايت مالك سبب ضمانت مىشود و . . . .
4 - آثار شرعيه مع الواسطه : يعنى بر فعل ما مستقيما يك سلسله آثار و لوازم عقليه يا عاديه مترتب است و به واسطه اين آثار يك سرى آثار شرعى هم مترتب مىشود كه لازم اللازم است فى المثل شخصى نذر كرده كه هرگاه نمازم را ترك كردم به عنوان زجر و تنبيه خودم يك روز روزه بگيرم حال آمد و مضطر به نوم شد يا مشغول تجارت شد در اينجا خودبهخود اثر عقلى كه ترك صلاة باشد مترتب مىشود و وقتى ترك نماز آمد آن اثر شرعى كه وجوب وفاء به نذر و وجوب صوم باشد مترتب مىشود [ مثال اثر عقلى ] و يا مثلا شخصى نذر كرده كه اگر مست شدم به عنوان زجر خودم صد تومان به فقير بدهم حال آمد و شراب خورد اثر عادى اين عمل مستى است و وقتى مستى آمد اثر شرعى هم مىآيد كه وجوب تصدق باشد [ مثال اثر عادى ] .
حال حديث شريف رفع تنها به درد قسم ثالث مىخورد يعنى تنها آثار شرعيهء بلاواسطه را رفع مىكند و امّا كارى با آثار عقليه و عاديه و حتى شرعيهء مع الواسطه ندارد و سرّ مطلب آنست كه شارع بما هو شارع تنها مىتواند آثارى را رفع نمايد كه وضع آنها بدست شارع باشد و آن آثار شرعيه بلاواسطه است كه مستقيما وضع و رفع آن بدست شارع است و امّا آثارى كه وضع آن بدست شارع نيست رفع آن هم بدست شارع نيست مثل آثار عقليه و عاديه و آثار شرعيه بلاواسطه چون تا اثر عقلى و عادى آمد اين اثر شرعى حتما مىآيد لانّ العلة اذا وجدت وجد المعلول و قابل وضع نيست تا قابل رفع باشد .
نكتهء دوّم : تا به حال در باب حديث رفع پيرامون مرفوع بحث مىكرديم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦٣