دارد كه بگوئيم : المقدر خصوص المؤاخذة ولى اين اختصاص به مسلمين به لحاظ كل واحد واحد از نه امر نيست بلكه به لحاظ مجموع من حيث المجموع است يعنى همينكه برخى از اينها از مختصات است حديث آمده به همه اطلاق كرده كه از مختصاتند ؟
قلت : اين سخن ، گفتارى ياوه و باطل است زيرا كه معنا ندارد كه امورى را كه در مقام امتنان نيست و از مختصات نيست با امورى كه در مقام امتنان بوده و از مختصاتند همه را به هم ضميمه نموده و بگوئيم تمام اينها از مختصاتند ! ! چنين گفتارى از هيچ متكلم عاقلى نسزد تا چه رسد به متكلّم حكيم و معصوم و نبى اكرم ( ص )
قوله و لكن الذى : مرحوم شيخ به بيان ديگرى اين مؤيد دوّم را قبول نمىكند و آن اينكه : اوّلا اين اشكال مختص به روايت نيست بلكه مشترك الورود است ميان روايت و آيه بيان ذلك : همين امورى كه در حديث ذكر شده برخى از آنها را طبق نقل قرآن پيامبر اكرم در شب معراج از خدا خواست كه بر امت او ببخشد و خدا بخشيد و منت گذاشت كه قرآن از زبان حضرت نقل كرده كه حضرت از خدا خواست : ربنا لا تؤاخذنا ان نسينا او اخطأنا ربنا و لا تحمل علينا اصرا كما حملته على الذين من قبلنا ربّنا و لا تحمّلنا ما لا طاقة لنا به و خدا هم منت گذارده و بخشيد حال همان اشكال در اينجا هم هست كه اين امتنان نيست زيرا كه عقل مىگويد : خطا و نسيان و ما لا يعلمون و غير مقدور و . . . . مؤاخذه ندارد و فرقى ميان امت اسلامى و غيره ندارد چون قبيح است و لا يصدر من الحكيم ابدا پس در آيات هم همان مشكل هست . ( اشكال نقضى ) .
و ثانيا جواب حلّى داده و ريشه اشكال را سوزانده و مؤيّد دوّم را باطل مىكنيم به اينكه :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٥٦