( و امّا السنة )
دومين دليل از ادلّه اربعهء اصوليين به منظور اثبات برائت در شبهات بدويه عبارتست از سنّت ، از سنّت به نه روايت استدلال شده :
حديث اول : روايت صحيحهاى است كه مرحوم صدوق در كتاب توحيد و خصال و مرحوم كلينى در كافى از امام صادق ( ع ) نقل كرده و به نام حديث رفع معروف است و آن اينكه : عن ابى عبد اللّه ( ع ) قال : قال رسول اللّه ( ص ) :
رفع [ يا وضع ] عن امتى تسعة اشياء 1 - الخطاء 2 - و النسيان 3 - و ما استكرهوا عليه 4 - و ما لا يعلمون 5 - و ما لا يطيقون 6 - و ما اضطروا اليه 7 - و الطيرة 8 - و الوسوسة فى التفكر فى الخلق 9 - و الحسد ما لم يظهر بلسان او بيد .
قبل از بيان كيفيت استدلال به چند نكته اشاره مىشود :
الف : در تمام فقرا حديث بايد چيزى را مقدّر بگيريم و گرنه مستلزم كذب است چون ظاهر حديث آنست كه از امت اسلامى خطاب برداشته يعنى هيچگاه خطا نمىكنند بلكه هميشه مصيباند و اين دروغ است زيرا كه مسلمان هم گاهى خطا مىكند و يا در فقره دوّم ظاهرش اينست كه امت اسلامى نسيان و فراموشى ندارند و اين كذب است چون نسبت به بسيارى از امور امّت اسلام و مسلمانان فراموشى پيدا مىكنند و . . . . پس به حكم دلالت اقتضاء بايد در همهء اينها چيزى مقدر باشد و دلالت اقتضاء آنست كه اصل دلالت مقصود متكلّم است و صحت يا صدق كلام هم برآن دلالت متوقف است به گونهاى كه بدون آن كلام كاذب خواهد بود .
ب : حال كه بنا شد چيزى مقدر بگيريم آن مقدر چيست ؟ آيا مراد رفع كليه آثار و لوازم و احكام اين امور تسعه است اعمّ از آثار دنيويه و اخرويه ،