اوحى امّا از اين تعبير عدول كرده و فرموده لا أجد از اينجا معلوم مىشود كه آيه در مقام مناط دادن است كه مناط عدم حرمت عدم وجدان است پس به تنقيح مناط به درد ما هم مىخورد .
قوله و لكن الانصاف : بر دلالت آيه بر برائت در ما نحن فيه چند اشكال وارد شده :
1 - در عدول از ليس به لا أجد بوى اين مطلب مىآيد كه آيه در مقام مناط دادن است و اشارهاى به اين مطلب دارد ولى اشاره و اشعار كافى نيست به بيان ديگر آيه از باب تعليق الحكم على الوصف است يعنى هر موضوعى را كه حرمتش را نيافتم پس حرام نيست كه حرمت را معلق كرده بر عدم وجدان و اين تعليق مشعر به عليت است ولى اشعار كافى نيست .
2 - برفرض كه از آيه استفاده كنيم كه مناط عدم حرمت ، عدم وجدان است و هركجا مناط بود حكم هم هست و لكن مىگوئيم : آيه فرموده :
قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ
يعنى فى جميع ما صدر من عند اللّه كه فقط پيامبر و امام ( ع ) مىتوانند چنين ادعائى كنند و در اين صورت حرمت مىرود ولى مجتهد حد اكثر مىتواند بگويد : لا أجد فيما بقى بأيدينا يعنى در آن احكامى كه در طول تاريخ باقى مانده و بدست ما رسيده نيافتم امّا نمىتواند بگويد : لا أجد فيما اوحى يا فى جميع ما صدر . . . پس باز هم آيه به درد مورد بحث نمىخورد .
3 - آيه شريفه در مقام كوبيدن و محكوم ساختن تشريع يهوديان است كه آنها بهدروغ امورى را به خداوند نسبت مىدادند و آيه سخن آنها را ردّ مىكند ولى به درد ردّ بر اخباريين نمىخورد چون اخباريين مىگويند : ترك محتمل التحريم از باب احتياط واجب است نه از باب تشريع و ميان تشريع و احتياط زمين تا آسمان فرق است زيرا كه تشريع صددرصد مبغوض است و احتياط صددرصد مطلوب است .