تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
الاحتياط مىگويند : ما بيان هستيم منتهى بيان عمومى و اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان پس برفرض كه دلالت آيات كامل باشد امّا متوقف است بر اينكه در آينده ثابت شود كه شبهات بدويه جاى أدلّة الاحتياط نيست و الّا نوبت به آيات نمىرسد . آيه ششم : خداوند در سورهء انعام آيه 145 مىفرمايد :
قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ . . . .
كيفيت استدلال : يهوديان از پيش خود برخى از خوراكيها را بر خود تحريم كرده و به دروغ به خدا نسبت مىداند كه خدا اين اطعمه را حرام فرموده ، خداوند در اين آيه به پيامبر خطاب نموده و شيوه ردّ بر يهود را به حضرت تلقين مىكند كه : بگو اين چيزهائى را كه شما تحريم مىكنيد من در ميان محرماتى كه برايم وحى شده نيافتم مگر ميته - خون ريخته شده - گوشت خوك و . . . چون نيافته‌ام پس حرمتى هم نيست آنگاه شرب توتون در ميان اين محرماتى كه اسلام بيان كرده نيست پس ما آزاديم و معناى اصل برائت هم همين است . ان قلت : آيه به پيامبر خطاب كرده و لا ريب در اينكه عدم الوجدان پيامبر با عدم وجدان ما خيلى فرق دارد زيرا كه نيافتن پيامبر دليل قطعى بر نبودن است و از باب قطع بعدم حكم مىكند و اين دليل بر ما نحن فيه نمىشود كه پس ما هم حرمت شرب توتون را نيافته‌ايم پس آزاديم زيرا كه نيافتن ما دليل قطعى بلكه ظنى بر نبودن حكم نيست شايد بوده و بما نرسيده پس آيه به درد ما نمىخورد . قلت : آرى ما هم قبول داريم كه عدم وجدان پيامبر با ما قابل قياس نيست ولى لحن آيه دليل ما است يعنى آيه مىتوانست بگويد : قل ليس فيما