نمىكند و از آنها سلب توفيق و سعادت نمىكند [ و مهر بر دل آنها نمىزند ] مگر بعد از اينكه براى آنها تبيين كند آنچه را كه بايد نسبت به آن متّقى باشند [ يعنى واجبات و محرمات ] پس خذلان و سلب توفيق در گرو بيان احكام است اگر بيان شده و معذلك شخص مخالفت كند اضلال يعنى خذلان نصيب او مىشود و امّا قبل البيان اضلالى نيست و نسبت به شرب توتون بيانى نرسيده فلا اضلال و معناى برائت هم همين است مرحوم شيخ آيه را به همين احتمال ثانى تفسير مىكند و اضافه مىكنند كه : از روايات هم شواهدى براى اين معنا داريم و آن اينكه ائمه ( ع ) فرمودهاند : حتى يبين لهم ما يتقون اى حتى يعرفهم ما يرضيه [ فعل واجبات و ترك محرمات ] و يسخطه [ ترك واجب و فعل حرام ] پس تفسير روايات هم مؤيد استدلال است .
جواب مرحوم شيخ : اوّلا اين آيه نيز همانند آيه سوّم به قرينهء و ما كان كه فعل ماضى است و ظهور در اخبار از ما مضى دارد در مقام اخبار از امتهاى سلف است و ربطى به امت اسلامى و وضعيت آنها در قيامت ندارد [ اشكال اين جواب همان اشكال جواب آيهء قبل است ] و ثانيا برفرض تعميم و عدم اختصاص آن به امم گذشته مىگوئيم دلالت اين آيه بر ما نحن فيه از دلالت آيه قبل هم اضعف است چون در آن آيه صحبت از عذاب و بلاى دنيوى بود و مىگفتيم آيه به درد نمىخورد ولى در اين آيه صحبت از مجرّد خذلان و سلب توفيق است و اگر خذلان دنيوى متوقف بر بيان باشد دليل آن نيست كه عقاب اخروى هم كذلك بعد خود مرحوم شيخ اين جواب را هم ردّ مىكنند به اينكه اگر عذاب دنيوى در آيه سوم و سلب توفيق دنيوى در آيه چهارم متوقف بر بيان و بعث رسول باشد پس عذاب اخروى بطريق اولى در گرو بيان خواهد بود چون او بمراتب اهم و اعظم و اخطر و اضرّ است .
پس حق اينست كه اين آيه هم دلالت بر برائت در شبهات بدويه دارد .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤١