تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
بدويه مىباشد همچنين دلالت مىكند بر عدم الملازمة ميان حكم عقل و حكم شرع پس اعتراض شما به اخبارىها وارد نيست . 2 - مراد اين باشد كه اگر بعث رسل نبود فعليت عذاب منتفى مىشود و نسبت به مرحلهء استحقاق آيه ساكت است كه آيا بيان عقلى استحقاق مىآورد يا نه طبق اين احتمال هم همان‌طورىكه آيه دليل بر عدم ملازمه نيست چون مورد بحث در مراحل قبل از فعليت عقاب بود كما ذكرنا ، همچنين دليل بر اصل برائت هم نيست چون بحث ما در باب برائت و احتياط هم در مرحله استحقاق عقاب است كه آيه از اين مرحله ساكت است فلا وجه للتفصيل و قول به اينكه آيه دليل بر برائت مىشود ولى دليل بر عدم ملازمه نيست . مرحوم صاحب فصول جواب داده به اينكه تفصيل فاضل تونى روا بوده و اشكال ميرزاى قمى وارد نيست و بين ما نحن فيه كه شك در تكليف است با مسئله ملازمه فرق است و اين فرق از آنجا ناشى شده كه در باب شبهه و محتمل التحريم اخبارى و اصولى متفق هستند بر اينكه اگر فعليت عقاب نباشد پس استحقاق هم نيست منتهى اخباريين روى استدلال به رواياتى كه ظهور دارد در فعليت عقاب بر ارتكاب مشتبه حكم مىكنند به ثبوت العقاب فعلا فيجب الاجتناب و هركجا فعليت بود حتما استحقاق هم هست و عمده دليل آنها همان اخبار تثليث است كه تفصيلا خواهد آمد و اجمالا لسان حديث اينست : حلال بين و حرام بين و شبهات بين ذلك فمن ترك الشبهات نجى من المحرمات و من اخذ بالشبهات وقع فى المحرمات و هلك من حيث لا يعلم . و اصوليين به استناد آيه مذكور كه ظهور در نفى فعليت عذاب دارد مىگويند : هركجا بيان شرعى نبود عقابى نيست و هركجا فعليت عقاب در مشتبه نبود استحقاقى هم نيست به ضميمه اجماع و مطلوب ما اثبات مىشود كه الاصل البراءة اى عدم استحقاق العقاب على ارتكاب المشتبه ولى در باب