تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
ملازمه چنين نيست و آنجا با مورد بحث ما فرق دارد به اينكه در باب ملازمه غرض اصلى اينست كه ثابت كنيم كه ملازمه وجود دارد يا خير ؟ به عبارت ديگر در مورد حكم عقل آيا شرع هم حكم كرده يا خير ؟ و ملازمه مربوط به مرحله استحقاق است آنگاه آيه شريفه دليل بر عدم ملازمه نيست زيرا كه آيه نفى فعليت عقاب را مىرساند و كارى با مرحله استحقاق ندارد درحالىكه مورد بحث ملازمات مرحله استحقاق است و لا منافات بين الاستحقاق و عدم الفعلية سپس دو مثال مىآورند : 1 - در باب ظهار كه نوعى طلاق در جاهليت بوده و اسلام آن را حرام كرده بعض از فقهاء فرموده‌اند ظهار حرام است و لكن معفوّ است و خداوند براى آن كسى را عقاب نمىكند پس در مرحله فعليت عقاب نيست ولى حكم هست و استحقاق هم هست . 2 - در باب عزم بر معصيت كه در مباحث قطع از جلد اوّل ذكر شد برخى مدّعى شدند كه حرام است و لكن معفو عنه است يعنى عقابى ندارد و برخى هم منكر عفوند پس در باب ملازمه آيه دليليت ندارد مگر اينجا هم مثل باب مشتبهات دليل خارجى مثل اجماع باشد مبنى بر اينكه اگر فعليت نبود استحقاق هم نيست ولى چنين اجماعى نداريم . در خاتمه : الانصاف ان الآية لا دلالة فيها على المطلب فى المقامين چون مربوط به اخبار از عذاب دنيوى نسبت به امتهاى سلف است و ربطى بما نحن فيه ندارد ولى اين جواب خدشه داشت . آيه چهارم : خداوند در سورهء توبه آيه 115 مىفرمايد :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ .
كيفيت استدلال : در تفسير آيه معانى گوناگون و شأن نزولهاى مختلفى از سوى مفسرين بيان شده كه مرحوم آشتيانى در كتاب ارزندهء بحر الفوائد
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 239 | على محمدى خراسانى