نتوان استفاده برد ولى به عقيده ديگران قابل استفاده بود و هو الحق .
2 - در باب ملازمه ما بين حكم عقل و حكم شرع كه بحث ديگرى است ميان اخبارى و اصولى و در اين نكته ثانيه مطرح است و آن اينكه :
اخباريين مدّعى هستند كه ميان حكم عقل و حكم شرع ملازمهاى نيست يعنى نمىتوانيم بگوئيم : كلما حكم به العقل حكم به الشرع و براى اثبات عدم ملازمه به دلائلى چند تمسك نمودهاند كه از جمله آنها آيه مذكور است و كيفيت استدلال آنها بقرار ذيل است :
آيه شريفه عذاب اخروى را منحصر فرموده به بعث رسول و معناى آيه اينست كه نسبت به هر حكمى از احكام كه بعث رسل شده و بيان نقلى دارد عقوبت هم هست و نسبت به هر حكمى كه بعث رسل نشده عقابى نيست چه در آن مورد بيان عقلى در ميان باشد و چه نباشد پس به حكم آيه ملازمهاى ميان حكم عقل و شرع نيست .
مرحوم فاضل تونى صاحب وافيه فرموده : آيهء مذكور به درد ما نحن فيه يعنى اصل برائت در فقدان نص مىخورد ولى دليل بر عدم ملازمه ميان حكم عقل و شرع نيست و به درد آن باب نمىخورد امّا كيفيت دلالت آن بر ما نحن فيه قبلا بيان شد و امّا بيان عدم دلالت آن بر عدم الملازمة : ملازمه ميان حكم عقل و حكم نقل در چند مرحله قابل تصور است :
1 - در مرحله اصل التكليف : بلا اشكال با حكم شارع اصل تكليف ثابت مىشود ولى آيا با حكم عقل هم اصل التكليف قابل اثبات هست يا خير ؟
2 - در مرحلهء مذمت دنيوى : بلا اشكال مخالفت با بيان شارع سبب مذمت دنيويه مىشود ولى آيا مخالفت با بيان عقلى هم مذمتآور هست يا خير ؟
3 - در مرحله استحقاق عقاب اخروى : بلا اشكال اگر شارع چيزى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٦