تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
را تحريم يا واجب گرداند مخالفت با آن موجب استحقاق عقاب است ولى اگر عقل امرى را تقبيح كرد مخالفت با آن چه حكمى دارد ؟ . 4 - در مرحله فعلية العقاب : اگر شرع چيزى را حرام كند مخالفت با آن موجب فعليت عقاب مىشود يا خير ؟ عقل چطور ؟ آيا مخالفتش سبب فعليت عقاب مىشود يا نه ؟ حال مرحله چهارم از محلّ نزاع خارج است زيرا كه اى چه‌بسا مخالفت با خطاب شارع هم سبب فعليت عقاب نشود تا چه رسد به مخالفت با خطاب عقلى و آنكه مورد بحث در باب ملازمه است عبارتست از مرحله اول و دوم و سوم بالخصوص مرحله سوم كه مورد بحث ما است حال آيه شريفه تنها در مرحله چهارم دلالت مىكند بر عدم ملازمه در فعليت عقاب ميان حكم عقل و شرع چون آيه در مقام نفى فعليت عقاب است [ ما كنا معذبين يعنى در خارج عقاب نكرده‌ايم نه اينكه ما كانوا مستحقين للعذاب . . . . ] آنگاه ارتباطى به سه مرحله قبل ندارد يعنى دلالت ندارد كه در مرحله استحقاق هم ملازمه‌اى نيست شايد ملازمه باشد و شايد نباشد و آيه ساكت است و ازقضا مورد بحث هم مرحله استحقاق است فلا وجه للاستدلال بها على عدم الملازمة . مرحوم ميرزاى قمى ره فرموده : اينكه فاضل تونى فرمود : از آيه شريفه در باب شك در تكليف مىتوان سود برد ولى در باب عدم الملازمة قابل استدلال نيست ، اين سخن تناقضى آشكار است زيرا كه آيهء شريفه كه مىفرمايد : عذاب اخروى در گرو بعث رسول است و اگر بيان شرعى نباشد عذابى هم نيست دو احتمال دارد . 1 - مراد اين باشد كه اگر بعث رسول نشد اصلا نه فعليت عقاب است و نه استحقاق عقاب بلكه اصولا تكليفى در ميان نيست چه بيان عقلى باشد و چه نباشد طبق اين احتمال همان‌طورىكه آيه دليل بر اصل برائت در شبهات